اینکه یه عده اومدن فیلم ساختن در انتقاد حسن روحانی خیلی خوبه. اما اینها زمانی که رئیس جمهوری قبلی که حتی عقم می گیره اسمش رو بگم اینهمه گند کاری کرد چرا خفه خون گرفته بودن؟ کدون گوری بودن؟ پ.ن : ببین سیاست عجب بی پدر و مادره. پای منفعت در میون باشه به روحانی هم رحم نمیکنن.
اول مطمئن بشیم نهادهای دولتی کارشون رو درست انجام دادن بعد به همدیگه تهمت بزنیم که چرا فلان کار رو درست انجام ندادیم.
مثل بعضی از مربیای بوکس که وقتی راند تموم میشه بوکسور رو می کشونن گوشه ی رینگ، صورتشو تو دستاشون می گیرن و شروع می کنن به عربده زدن که مثلا روحیه بدن به طرف، آب می پاشن تو صورتش، گاهی هم بادش می زنن… بعضی روزا باید خودت رو بکشونی گوشه رینگ و شروع کنی عربده زدن، به خودت روحیه بدی که بگی بلند شو، باید بتروکونی طرفو… بلند شو لعنتی…
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟