اینکه بشینیم زر انسان دوستانه بزنیم کوبانی فیلان و کوبانی بهمان مزخرفی بیش نیست ! اینکه بلند شیم بریم دوش به دوش کوه زن های کوبانی بجنگیم هم بلف ِسال ِ بی شک ! ولی باید این زر رو از پشت کیبوردم و زیر کولر بزنم که : این زنهای زلف بر باد داده برای عین العرب ، تعریف دیگه ای از زن رو در ذهنم شکل دادن ! و باید این بلف رو بزنم که : کاش می شد کنار اینا جنگید ، برای شرافتِ به فاک رفته انسان !” نویسنده : م . خفه خوان
جناب آقای نیروی انتظامی تهران با سلام پیرو خدمات ارزنده شما در تار و مار کردن گروهی از جوانان در کمتر از دو ساعت که کلیپی با نام هپی را در فضای مجازی منتشر کرده اند (کلیپی بسیار زشت و دور از شان اسلام و جامعه اسلامی)، از شما تقاضا دارم با همان سرعت تعدادی جوان دیگر که عکسهای شادی کردنشان را در قالب صفحه ای با عنوان (rich kids of tehran) منتشر کرده اند را دستگیر کرده تا جامعه بار دیگر شاهد انجام وظیفه شما در این جبهه مهم مبارزه حق علیه باطل باشد. باشد تا درس عبرتی باشد
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست