ما تو ناگهان بودی که دمادم شدی دم شدی باز دم شدی دم و باز دم نفس شدی زندگی شدی من شدی و ما شدیم ادامه مطلب » نسترن بهمن ۱۱, ۱۳۹۳ ۲ دیدگاه
دیماه خونین از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
دربارهی پیر پسر فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
درسهای خودآموز به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی