پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

دردش کمتر بود اگر تو فقط یک بار در تاریخ می مردی اما تو هر روز صبح می میری هر روز ظهر چشم انتظاری هر بعد از ظهر دلت تنگ می شود هر شب دردی به دردهایت اضافه می شود و صبح دوباره می میری. اگر فقط یک تاریخ از این تقویم را برای رفتنت رزرو کرده بودی دردش کمتر بود اما تو در هر «اگر بودی… » زنده می شوی، زنده می شوی و نمی میری درد می شوی درد…

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی