
«تجربههای اخیر» داستان تسلسل و تکرار آدمهاییست که در یک قرن زیستهاند. دختری(نادیا) که از یک رابطهی غیر شرعی پس از پنج سال صاحب یک دوقلو به اسمهای اینگردید و تریسی میشود، تصمیم میگیرد که مدتی از معشوقش(اندرو) جدا شده تا دوباره پس از مدتی همدیگر را پیدا کنند. دوقلوها بزرگ میشوند و تصمیم میگیرند که با نامه دادن به پدرشان او را پیدا کنند. نامه ها به دست شخص دیگری به اسم اندرو میرسد. اندروی جوان از سر کنجکاوی به سراغ دخترها میآید تریسی تصمیم میگیرد با اندرو ازدواج کند، اما قبل از ازدواج اندرو به جنگ رفته و زمانی باز
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم