دیروز تئاتری دیدم با عنوان «بر پهنه دریا»،یک کمدی سیاسی مطابق با شرایط امروز جامعه ما برای اجرا انتخاب خوبی بود. در سالن که نشسته بودم به این فکر میکردم اصلا چند نفر در سالن حضور دارند که با این دردها آشنایی نداشته باشند و حالا آشنا می شوند؟ یا چند نفر هستند که اگر واقعا با این معضلات آشنا نیستند، این سمبلها و نمادها را خواهند شناخت و با اتفاقات امروز جامعه ما تطبیق خواهند داد و این تئاتر در روند فکری آنها تاثیرگذار خواهد بود!؟ قصد این بحث نقد تئاتر «بر پهنه دریا» نیست و ربطی به آن
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم