دیروز تئاتری دیدم با عنوان «بر پهنه دریا»،یک کمدی سیاسی مطابق با شرایط امروز جامعه ما برای اجرا انتخاب خوبی بود. در سالن که نشسته بودم به این فکر میکردم اصلا چند نفر در سالن حضور دارند که با این دردها آشنایی نداشته باشند و حالا آشنا می شوند؟ یا چند نفر هستند که اگر واقعا با این معضلات آشنا نیستند، این سمبلها و نمادها را خواهند شناخت و با اتفاقات امروز جامعه ما تطبیق خواهند داد و این تئاتر در روند فکری آنها تاثیرگذار خواهد بود!؟ قصد این بحث نقد تئاتر «بر پهنه دریا» نیست و ربطی به آن
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟