
«خیانت» نوشتهی هارولد پینتر از نمایشنامهنویسان معاصر انگلیس است که بعد از دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۵ عنوان کرد که دیگر نوشتن نمایشنامه را ادامه نمیدهد. «خیانت» داستان خیانت چندین سالهی زن و مردی را روایت میکند که مدتها به دور از چشم همسران خود با هم خانهای اجاره کرده و عصرها در کنار هم زندگی میکنند. حالا پس از گذشت چند سال زن که با همسرش نمیتواند زندگی کند به مردی که سالها توسط او به همسرش خیانت میکرده و حالا با او ارتباطی ندارد تماس میگیرد و قراری با هم میگذارند. آنها در کافه کمی با
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم