
Alex van Warmerdam کارگردان هلندی که اخیرا دو فیلم را از او دیدهام را شاید بتوان در ردهی کارگردانهای متفاوت سینمای اروپا دانست. دو اثر اخیر این کارگردان به نامهای (۲۰۱۳)Borgman و (۲۰۱۵)Schneider vs. Bax از آن اثاریست که با انبوهی از نشانهها و شخصیتهای سمبولیک سعی در درگیر کردن ذهن مخاطب دارد. Borgman اگر چه داستان آشنایی دارد اما حال و هوای خاص کارگردان در آن دیده میشود. داستان مرد بیخانمانی که وارد زندگی خانوادهی ثروتمندی شده و تک تک اعضای خانواده را به نحوی حذف کرده و فرزندان آنها را به گروه بیرحم خود اضافه میکند. شخصیتهای خونسرد،
با مشاهده فیلم «هیچ چیز مهم نیست» در ابتدا این تصور در بیننده بوجود میآید که با یک اثر فرمگرا مواجه است نه یک اثر قصهمحور. کل مفهوم فیلم در یک جمله خلاصه میشود: زنی که میخواهد بنا به دلایلی جنین خود را سقط کند. در ابتدا این تصور به وجود میآید که فیلم فضای ذهنی زن را روایت میکند. تصویرهایی مانند ماهی های به دام افتاده قرار است مفهوم شرایط سخت زن را به بیننده گوشزد کنند. زن با تصمیم بر سقط انگار میخواهد خود را بکشد. به آب که می زند معلوم می شود یقین کرده سقط را
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی