شاید این چند ساله با واژه اختلاسگر و آن هم از نوع چندهزارمیلیاردیاش آشنا شده باشیم اما از مهمترین اختلاسگران این مملکت که همان اختلاسگران فرهنگیاند غافل شدهایم. چهل سال پیش با جریانی به اسم انقلاب اسلامی امید این میرفت که فیلمفارسیهای پیش از آن به طاقچهی تاریخ رفته و دوباره به آن دوران سطحی سینما بازنگردیم. اگرچه در دهه شصت تلاشهای مهمی شد و فیلمهای مهمی در تاریخ سینمای این مملکت ساخته شدند اما با شروع دهه هشتاد و سرازیر شدن انواع فیلمهای مبتذل به بدنهی سینمای این مملکت از اجارهنشینها و مسافران به عروس خوشقدم و عروس فرنگی
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست