
همانطور که در مقدمه این مجموعه داستان ذکر شده، آثار این مجموعه را شاید بتوان در دسته فلش فیکشن قرار داد. داستانهای بسیار کوتاهی که هر کدام برشی کوتاه از زندگی را روایت میکنند. داستانهایی گاه تلخ و گاه شیرین. بیستونه اثر در این مجموعه داستان گرد هم آمده که برخی از آنها از نویسندگان کمتر ترجمه شده و کمتر خوانده شده در زبان فارسیست. داستانهایی که بیشتر در دهه ۸۰ و ۹۰ برای اولین بار به چاپ رسیدهاند. در این بین داستانهایی چون «طلسم پیراهن»، «گوشهها»، «آرایشگاه»، «بیوهزن»، «کارد سیبزمینی پوستکنی»، «والدین»، «نان»، «جناب سرهنگ»، «گناه تاریخنویس» و «داستان
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی