
اگر فیلم «شکار» را دیده باشید با آن داستان تلخ و گزنده، چهره معلم به قهقرا رفتهاش را بیشک از یاد نبردهاید. حالا بعد از هشت سال کارگردان آن اثر «توماس وینتربرگ» دوباره داستانی را به تصویر کشیده که معلمهایی در یک موقعیت تازهتر درگیر یک مساله بزرگتر میشوند. مسالهای که باعث تباهی برخی زندگیها یا تغییر در نگرش شخصیتهایش میشود. اگر به دیدن یک فیلم که بخواهد حال و هوای یک روز ناخوب را برایتان تغییر دهد احتیاج دارید، دیدن فیلم «یک دور دیگر»، یا «سیاه مست» شاید پیشنهاد بدی نباشد. البته استفاده از همان بازیگر برای شخصیت معلم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم