
دو نمایشنامه تراس و روال عادی در مجموعه نمایشنامههای بیدگل از ژانکلودکریر به چاپ رسیده است. دو نمایشنامهای که دو دنیای متفاوت را به تصویر میکشد. در نمایشنامه تراس که تا حدودی فضای سوررئالی نیز دارد، داستان خانهی زوج جوانیست که توسط زن برای فروش گذاشته شده است. مرد که از تصمیم همسرش خبر ندارد با تصمیم دیگر زن که همان ترک کردن اوست مواجه میشود. در این بین زنی به نمایندگی از معاملات املاکی مشتریان مختلفی را برای خرید خانه میآورد. در مقطعی تمامی شخصیتها درگیر خانه، رفتن زن، افتادن مشتریها از تراس و حتی علاقمندی یکی از بازدیدکنندگان
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟