
اگر دوست دارید تعدادی جملات قصار در قالب دیالوگهای یک خرس پاندا و اژدها را بخوانید خواندن کتاب «پاندای بزرگ و اژدهای کوچک» شاید گزینهی بدی نباشد. کتابی که بخش زیادی از آن را تصویرسازیهای خالقش که کتاب را در دوران پاندمی کرونا نوشته شامل میشود. نسخه الکترونیکی از این کتاب وجود دارد که دستیابیاش را راحتتر کرده. از مهمترین بخشهایش میتوان به این پاراگراف اشاره کرد که در چندین بریده از کتاب به طور نمونه آورده شده است: اژدهای کوچک گفت: «یه روز جدید و یه شروع جدید! پاندای بزرگ پرسید: «کدومش مهمتره، سفر یا مقصد؟» اژدهای کوچک گفت:
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟