۱۴ فروردین ۱۴۰۴

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

صندوقچه اسرار

سعی می‌کنم شخصیت آدم‌ها را عین یک صندوقچه‌ی قدیمی باز کنم و دانه دانه خصایص‌ اخلاقی و رفتاری‌شان را از هم تفکیک کنم و تعریفم‌ از آن‌ها به یک ویژگی‌ گل‌دُرشت‌‌تر خلاصه نشود، اما چیزی که همواره باعث می‌شود فاصله‌ام را نسبت به بقیه تنظیم کنم «احترام» است. شخصی که بی‌احترامی می‌کند لایق بی‌احترامی‌ست، اما وقتی خواسته یا ناخواسته بی‌احترامی می‌بینم نمی‌توانم یکجا بایستم و نظاره کنم. دور می‌شوم. چون در بی‌احترامی برای بار دوم خودم را مقصر می‌دانم.

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

در حال و هوای این روزها

نوروز انگار تنها همون روز اولش آدم رو با یک حس و حال نو شدگی سنجاق می‌کنه. روزهای بعدش انگار دوباره می‌افتی توی یک سرازیر

سوسوهای روستایی در دور دست

سالها پیش جایی نوشته بودم: «یه روستا هست که سر جمع نوزده تا دختر داره توش. تا حالا هیچ شعر عاشقانه‌ای برای هیچ کدوم از

در باب شکست خوردن

در اینکه شکست خوردن بخشی از زندگی آدمیست شکی نیست‌. اینکه ممکن است انسان از هر شکستی پله‌ای برای پیروزی آینده‌اش بسازد دور از ذهن