پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

صندوقچه اسرار

سعی می‌کنم شخصیت آدم‌ها را عین یک صندوقچه‌ی قدیمی باز کنم و دانه دانه خصایص‌ اخلاقی و رفتاری‌شان را از هم تفکیک کنم و تعریفم‌ از آن‌ها به یک ویژگی‌ گل‌دُرشت‌‌تر خلاصه نشود، اما چیزی که همواره باعث می‌شود فاصله‌ام را نسبت به بقیه تنظیم کنم «احترام» است. شخصی که بی‌احترامی می‌کند لایق بی‌احترامی‌ست، اما وقتی خواسته یا ناخواسته بی‌احترامی می‌بینم نمی‌توانم یکجا بایستم و نظاره کنم. دور می‌شوم. چون در بی‌احترامی برای بار دوم خودم را مقصر می‌دانم.

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی