
سریال دوس به یکی از محلههای نیویورک که به همین نام معروف است میپرازد، این سریال چند داستان از دهه هفتاد و هشتاد میلادی را در بر میگیرد. چندین روسـپی خیابانی، رئیسهایشان، و یک برادر دوقلو که با دو شخصیت متفاوت از محورهای اصلی داستان هستند که در برخی قسمتها مسیرشان با هم تلاقی پیدا میکند. روسـپیها ذرهذره از خیابانها به فاحـشـهخانهها و فیلمهای پــورن راه پیدا میکنند، شغلها تغییر کرده و پلیسها در پی آن هستند که با تغییر کاربری برخی ساختمانها با فحشای موجود در خیابانها به خصوص محله دوس مبارزه کنند. فیلم به نوعی پوستاندازی شهر نیویورک
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟