
سوءظن نوشتهی فردریش دورنمات، یک رمان کوتاه پلیسیست که تلاش یک جرمشناس برای شناسایی یکی از پزشکان اردوگاههای مرگ نازی را روایت میکند که حالا در بستر بیماریست و فرصت زیادی برای یافتن مجرمی که در پی اوست ندارد. سوءظن داستان سرراست و سرگرمکنندهای دارد که سعی میکند در کنار آن روایتی از آسیبدیدگان اردوگاههای کار اجباری و اتفاقات هولناک آن را به تصویر بکشد. این کتاب توسط محمود حسینیزاد در نشر ماهی ترجمه و به چاپ رسیده است. و به علاقمند به ادبیات که عین من تمایل چندانی به آثار پلیسی ندارند هم پیشنهاد میشود. … و بعد سقوط
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟