۱۵ فروردین ۱۴۰۴

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

برای «کابوسنامه اهل هوا»

پس از دو سال دوری از هر گونه تجمعی که در آن فعالیت هنری به معنی واقعی آن صورت بگیرد فرصتی دست داد تا اولین اجرای جنرال نمایش دوست عزیز علیرضا داوری را ببینم. اجرایی که برای مخاطب محدودی به صحنه رفت تا کارگردان و گروه ضعف‌ها و قوت‌های آن را واکاوی کنند. متن پیش‌رو یادداشتی بر نمایش «کابوسنامه اهل هوا» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا داوری‌ست. در این نمایش علیرضا می‌خواهد تئاتری که آمیخته با فرهنگ و باورهای منطقه‌ای که در آن زیست می‌کند را به صحنه برده و مهم‌تر اینکه متحولش کند، اما قصد ندارد پا از چارچوب‌های

ادامه مطلب »

تراس / روال عادی

دو نمایشنامه تراس و روال عادی در مجموعه نمایشنامه‌های بیدگل از ژان‌کلودکریر به چاپ رسیده است. دو نمایشنامه‌ای که دو دنیای متفاوت را به تصویر می‌کشد. در نمایشنامه تراس که تا حدودی فضای سوررئالی نیز دارد، داستان خانه‌ی زوج جوانی‌ست که توسط زن برای فروش گذاشته شده است. مرد که از تصمیم همسرش خبر ندارد با تصمیم دیگر زن که همان ترک کردن اوست مواجه می‌شود. در این بین زنی به نمایندگی از معاملات املاکی مشتریان مختلفی را برای خرید خانه می‌آورد. در مقطعی تمامی شخصیت‌ها درگیر خانه، رفتن زن، افتادن مشتری‌ها از تراس و حتی علاقمندی یکی از بازدیدکنندگان

ادامه مطلب »

۴۹-دورتادور دنیا (ئی‌ـ‌قاچاقچی.کام ؛ من مرگ را دوست دارم همچون شما که زندگی را)

شماره چهل‌ونهم از مجموعه نمایشنامه‌های دورتادور دنیا شامل دو نمایشنامه است که همانطور در مقدمه کتاب آمده آثاری‌ست که در جشنواره فجر سال ۹۷ نمایشنامه‌خوانی شده‌اند. دو نمایشنامه‌ای که به خاورمیانه پر التهاب مربوط است. در متن اول «ئی ـ قاچاقچی.کام» نوشته‌ی صدِف اِجِر ما با سه شخصیت زن از سه کشور جهان سوم طرفیم که هر کدام بنا به دلایلی قصد فرار به کشور دیگری دارند، آنابا از قبله‌ای در گوآتمالا، هوآمی از ویتنام و زینب اهل سوریه. آنها که هر کدام بنا به دلایلی مجبور به کوچ شده‌اند از طریق شخصیتی به اسم ئی ـ قاچاقچی.کام که تمام

ادامه مطلب »

۴۸-دورتادور دنیا (شهر ما)

نمایشنامه «شهر ما» نوشته تورنتون وایلدر داستان روستای کوچکی در حوالی نیورک اوایل قرن بیستم را در سه پرده روایت می‌کند. روستایی که زندگی عادی مردمش شبیه به هر جای دیگر دنیاست. وایلدر در این نمایشنامه همانطور که در موخره‌ی مترجم آمده تحت تاثیر برشت است. او این را بارها از طریق فاصله‌گذاری‌هایی که در طول متن به کار برده ثابت می‌کند. طراحی صحنه آنچنانی وجود ندارد و شخصت‌ها گاه با وسایل خیالی نقش خود را پیش می‌برند. راوی داستان یا همان شخصیت «مدیر صحنه» در جای‌جای نمایشنامه حضور داشته و به روایت داستان خط می‌دهد. در پرده اول ما

ادامه مطلب »

نمایشنامه آشغال مرد

نمایشنامه «آشغال مرد» را شاید بتوان چکیده‌ای از تمام آثار پیشین نویسنده آن یعنی ماتئی ویسنی‌یک دانست. نمایشنامه‌ای ایپزودیک که در هر بخش شخصیتی منحصربفرد روایتگر داستان زندگی و شرایط خودش است. برخی از داستان‌ها نگاهی فلسفی، اجتماعی، سیاسی و یا حتی ضدجنگ دارد. چیزی که بیش از پیش نمایشنامه آشغال‌مرد را متفاوت می‌کند شیوه اجرایی آن است. نویسنده هیچ اصراری بر اجرای نمایشنامه بر اساس روندی که آن را نوشته ندارد. او در ابتدا دست کارگردان را برای چیدمان بخش‌ها باز می‌گذارد. داستان‌هایی که هر کدام بی‌شباهت به داستان کوتاه نیستند. از همین رو این نمایشنامه علاوه بر اینکه

ادامه مطلب »

مجموعه تجربه‌های کوتاه نشر چشمه

چندی پیش فرصتی دست داد که مجموعه تجربه‌های کوتاه نشرچشمه را مطالعه کنم. مجموعه‌ای پر از ضعف و قوت‌ که مرا برای پیشنهاد دادنش به سایرین دچار تردید می‌کند، برای همین نام چند اثر خوب و چند اثر ناخوب این مجموعه را در کنار هم قرار می‌دهم تا برای انتخاب و خواندن آنها شناخت بیشتری داشته باشید. این مجموعه از شماره یک آن که نمایشنامه معروفی از وودی آلن به نام «مرگ در می‌زند» است، به طور یکی در میان یک نمایشنامه و یک داستان کوتاه را شامل می‌شود. چند اثر خوبی که در این مجموعه از سایرین متمایز است

ادامه مطلب »

حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟

نمایشنامه «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» نوشته ماتئی ویسنی‌یک، این بار هم سراغ ایده‌ای در جامعه کمونیستی رفته و رفتارهای حکومت این گونه جوامع را به نقد کشیده است. این متن که انگار بیشتر قرار است یادبودی برای اوژن یونسکو نویسنده بزرگ رومانیایی باشد که از دست حزب کمونیست رومانی به فرانسه کوچ کرده، فضایی سوررئال و گاه ابزورد همچون نمایشنامه‌های یونسکو را به تصویر می‌کشد. داستان، داستانِ شاعری‌ست که پس از مدتی حزب متوجه می‌شود اشعارش در راستای خدمت به اهداف حزب نیست. سردبیر نشریه‌ای که او با کار می‌کند کم‌کم از انتشار اشعار او سرباز می‌زند تا

ادامه مطلب »

۴۷-دورتادور دنیا (سوخته از یخ)

نمایشنامه «سوخته از یخ»  نوشته پیتر آسموسن داستان زن (سیبیل) و مردی (ایزبراندت) را روایت می‌کند که سال‌ها قبل در همسایگی هم زندگی می‌کردند و پس از مدتی عاشق یکدیگر می‌شوند. این عشق و علاقه زیاد تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که دختر باردار می‌شود. و کمی بعد تصمیم می‌گیرد مرد را برای بزرگ کردن بچه‌ از زندگی‌اش بیرون کند. او تصور می‌کند که با این شرایط نمی‌تواند عشقش را بین فرزند و مردی که دوست دارد تقسیم کند. حالا پس از گذشت چند سال مرد که پیمانکار ساختن تعدادی مجتمع آپارتمانی شده قصد دارد خانه زن و دخترش (میرا)

ادامه مطلب »

چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟

یکی از آثار مهم ماتئی ویسنی‌یک را شاید بتوان نمایشنامه «چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟» دانست. نمایشنامه‌ای که به طور کنایی جامعه‌ای گرفتار شده در دام کمونیسم را شرح می‌دهد. نویسنده‌ای (یوری پتروفسکی) به یک آسایشگاه روانی وارد می‌شود تا بتواند با شرح تاریخ کمونیسم برای بیمارانی که در سه درجه کم، متوسط و زیاد اختلالات روانی دارند به درمان آنها کمک کنند. یوری متنی آماده کرده که هر روز بخشی از آن را برای تعدادی از بیماران می‌خواند. غالبا آنها هیچ درکی از متونی که یوری برای آنها می‌خواند ندارند. تا اینکه بیمارانی که به

ادامه مطلب »

مک‌دونا در ادامه‌ی خود، نگاهی به نمایشنامه «یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه»

«یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه» یکی از جدیدترین کارهایی‌ست که مارتین مک‌دونای ایرلندی آن را نوشته و به اجرا گذاشته است. نمایشنامه‌ای که شاید بتوان گفت چکیده چندین کار مهم او در ادبیات نمایشی‌ست. «یک ماجرا…» داستان خیالی از نویسنده دانمارکیِ کودک و نوجوان، هانس کریستین اندرسن را روایت می‌کند که چه طور با اسیر کردن یک زن سیاه پوست (مارجوری) توانسته ایده‌های او را دزدیده و به نام خودش به همگان عرضه کند. هانس یک خبرنگار که این وضعیت را کشف می‌کند را نیز می‌کشد و در سفری به لندن و زندگی پنج هفته‌ای با چارلز دیکنز، مطمئن

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

در حال و هوای این روزها

نوروز انگار تنها همون روز اولش آدم رو با یک حس و حال نو شدگی سنجاق می‌کنه. روزهای بعدش انگار دوباره می‌افتی توی یک سرازیر

سوسوهای روستایی در دور دست

سالها پیش جایی نوشته بودم: «یه روستا هست که سر جمع نوزده تا دختر داره توش. تا حالا هیچ شعر عاشقانه‌ای برای هیچ کدوم از

در باب شکست خوردن

در اینکه شکست خوردن بخشی از زندگی آدمیست شکی نیست‌. اینکه ممکن است انسان از هر شکستی پله‌ای برای پیروزی آینده‌اش بسازد دور از ذهن