نویسنده: شهاب

تا حالا خبر مرگ خودتو شنیدی ؟

۱ - فردا روز جهانی مبارزه با حکم اعدام است . بازی وبلاگی راه انداخته اند که اگر خاطره ای از اعدام دارید بنویسید . من بیشتر از خود اعدام ، از واژه اش خاطره دارم و آن هم اینکه  سو تفاهم ها چه طور می تواند سر شخصی را به باد بدهد . بخشش لازم نیست اعدامش کنید را یادتان می آید ؟ برای یاد دادن خیلی چیزها کارکرد دارد لامصب .

۲- چند شب پیش سه نفر حال مرا با تماس یا مسیج جویا شدند ، از سه نقطه ی ایران ؛ تهران ، یزد ، خوزستان . فکر کرده بودند که مرده ام . دوست بی کاری به این سه نفر یا شاید بیشتر ، پیام فرستاده بود که شهاب به دیار باقی شتافت . بعد از جواب دادن تماس ها و مسیج های رسیده ، به دو چیز فکر کردم یکی اینکه  چه دوستان خوبی که بعد از مدت ها باز نگران حالم شدند و دوم اینکه معلوم نیست تعداد دوستان مطلع  چند نفر بوده اند که تنها سه نفرشان جرات تماس گرفتن را پیدا کرده اند ؟  باقی حتماً باورشان شده و الان احساس می کنند که واقعاً تمام کرده ام .

۳ - چند وقت پیش دوستی می گفت که اجرای حکم اعدام کشت و کشتار را در جامعه زیاد می کند . و چقدر راحت می شود که خبر مرگ را بی دغدغه گفت و شنید و حتی جان شخص دیگری را گرفت . جان آدمی به راحتی به دست نمی آید که بخواهیم به راحتی هم بگیریمش ...

کلام شصت و یکم

بعضی ها شب خوابیده و صبح بلند میشوند و شاهکارهای بزرگی خلق می کنند ، ما صبح چشمانمان را باز می کنیم می بینیم دلمان گرفته . بدجوری ... / لی

افتتاح نخستین سالن سینمای کودک استان هرمزگان

***

این مراسم با تعدادی از دانش آموزان بندرعباسی برگزار شد

امروز در آغاز جشنواره یک هفته با کانون که  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  از ۱۶ مهر به مناسبت روز جهانی کودک ، برنامه هایی را به طور همزمان در سی استان کشور برگزار می کند ، اولین سالن سینمای کودک در مجموعه فرهنگی هنری کانون* استان هرمزگان افتتاح شد . این سالن دویست نفره به مدت یک هفته در سه سانس میزبان کودکان و نوجوانان خواهد بود . مجموعه فرهنگی هنری در محل سابق این مرکز که اولین کانون استان محسوب می شود ، در سه طبقه احداث شده است که هر کدام به صورت مجزا در خدمت کودکان و نوجوانان خواهد بود  که شامل غرفه ها و ایستگاه های مختلفی همچون نقاشی ، داستان نویسی ، شعر ، نجوم ، بازی های محلی و ... می باشد . ورود در این جشنواره برای تمامی کودکان و نوجوانان آزاد و رایگان است .

*  در جاهایی که واژه کانون به تنهائی استفاده شده ، منظور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است .

برای مختارنامه

می نویسم  تا در این تاریخ بی حساب و کتاب ثبت شود و خیلی ها یادشان نرود که چه طور با سریالی همچون یوسف پیامبر کلاه گشادی بر سر صدا و سیما  گذاشته شد و پول بیت المال حیف و میل . سریال مختارنامه از امشب نهم مهرماه هشتاد و نه از شبکه ی اول سیما به روی آنتن رفت . هر دوی این سریالهای جز پروژه های ملی و از درجه ی کیفی الف محسوب می شوند . حالا خودتان مقایسه کنید این دو را . به قول معروف این کجا و آن کجا ...

***

از آنجائی که بعد از ساخته شدن یک فیلم ، مسئول نهائی موفقیت یا شکست اثر کارگردان آن محسوب می شود هیچ توجیهی نمی تواند اشکالات آنرا بپوشاند . آقای سلحشور یاد بگیرید : فیلمنامه ، دیالوگ نویسی ،  کارگردانی  ، فیلمبرداری ، طراحی لباس ، دکور و خیلی چیزهای دیگر که حتی برایتان یک سر سوزه هم مهم نبوده است . همین قسمت اول می ارزید به کل سریال یوسف پیامبری که به خورد مردم ما داده شد .

پ . ن : این سریال از سال ۸۳ فیلمبرداری اش شرع شده بود . در کدام یک از سریال هایی که با دوربین ۳۵ میلیمتری فیلمبرداری شده بود همچین رنگ و لعابی را تا کنون دیده اید ؟

منبع عکس *

موج توهین های قومیتی در صدا و سیما ادامه پیدا می کند

۱ - از آنجائی که پوست آرنج شبهه برانگیز است و بی حجابی هم باعث زلزله میشود . پس نتیجه می گیریم که یک شخص ضـــد ولایـــت فقــــِه هم می شود حرامـــزاده .

از ادبیات نازل و کوچه بازاری که چند سالی می شود در مملکت رواج پیدا کرده بگذریم می رسیم به همین توهین های قومیتی که  امروزه بیش از پیش به طور هدفمند در مملکت گسترش پیدا کرده اند . شب گذشته در طی پخش برنامه ای تلویریونی که به اصطلاح طنز هم بود  ، دو شخص مثلاً آذری زبان آنقدر از خودشان رفتارهای احمقانه  بروز دادند ، که تا کنون این نوع رفتارها از صدا و سیمای مملکت بی سابقه بوده ( صدا و سیما رفتارهای ناشایست تا به حال زیاد انجام داده است) ، حالا که بخواهد در یک سریال یا تله فیلم این نوع فرهنگ ناشایست را نهادینه کند خودش جای بحث زیادی دارد .

۲ - در مملکتی که طرف در سخنرانی اش برای الزام به ولایت فقیه فحشی می کند * ، رئیس جمــهورش از زشت ترن الفاظ برای رساندن منظورش استفاده می کند ، بعید نیست تا چند سال آینده این رویه کم کم باب  شود و ادبیات گفتاری و نوشتاری اشخاص مهم مملکتی دستخوش تغییرات فاحش تری شود (تاکید می کنم ، فاحش تر) . نمونه بارز این تقلید ، کاپشنی است  که  طرفداران یک جریان فکری در روزهای گرم تابستان هم می پوشند .

۳ - * فحشی کردن اصطلاحی بود که دوران مدرسه ، بچه ها برای مجبور کردن شخصی بر انجام دادن یا انجام ندادن کاری ، از آن استفاده می کردند  ، مثلا مبصر برای  ساکت کردن بچه های کلاس فحشی را به میان می کشید تا صدائی از کسی درنیاید . آن زمان جواب می داد . مدرسه تمام شد ، نفس راحتی کشیدیم که حداقل از شر دانش آموزان بی فرهنگی که این رفتارها را از خانه ، کوچه و خیابانشان به دیگر مکانهای اجتماعی رواج می دهند ، راحت شدیم . حالا در مواجهه با این افرادی که دارند از پشت تریبون های مهم مملکت لمپنیزم نهادینه شده در وجودشان را گشترش می دهند ، چه طور میشود خلاص شد ؟ معلوم نیست فرزندانمان در آینده چه طور می خواهند با هم دیالوگ کنند ؟

آرتور پن ، کارگردان بانی و کلاید هم رفت

بلببل

از آرتور پن فیلم زیاد ندیده بودم اما احساس می کنم صحنه ی کشته شدن بانی و کلاید در پایان فیلم بانی و کلاید به اندازه تمام فیلم های آرتور پن دیدنش می ارزد . صحنه ای که هر ببینده ای را درگیر خودش می کند . بانی و کلاید در آخرین لحظات ، قبل از اینکه کشته شوند و با علم بر اینکه تا چند آن دیگر شکار پلیس ها می شوند ، به همدیگر نگاهی کرده و لبخندی می زنند و بعد ...

خبر فوت آرتور پن را امروز خواندم . در اینجا ، شاید اگر همین فیلم تاثیر گذار که بر اساس یک اتفاق واقعی  ساخته شده را ندیده بودم هیچگاه به این اندازه برایم شک آور نمی بود خبر فوت این کارگردان قدیمی سینما . مثل اینکه امسال عزائیل نگاه ویژه ای به هنرمندان داشته ، چندی پیش کلود شابرول رفت .

منبع عکس *