مگر نبود ؟ مگر زندگی راحت و آسان حق طبیعی همه ی ما نبود ؟ این متن بیش از آنکه خطاب به استاندار و فرماندارو صاحبدار و هر چه که با دار و غیره تمام می شود باشد ، خطاب به دوستان خودم است ... اگر چه می دانم که تمامش تکرار مکررات است و در نهایت آب هم از آب تکان نمیخورد اما احساس می کنم که باز باید مرور کنم اتفاقاتی که بر ما گذشت در این چند سال اخیر ... اگر می بینید هر روز تعداد زورگیری ها و دزدی ها و نا امنی ها در سطح شهر زیاده می شود . هر روز نگرانیمان بیش از پیش می شود و منتظریم قربانی تحوش تعدادی بیکار از خدا بی خبر بشویم دلیلی ندارد جز وضعیت بد اقتصادی ... همه مان می دانیم . خب این جریان از کجا شروع شد ؟ سال هشتاد و چهار (بیشتر…)
نویسنده: شهاب
کلام چهل و هشتم
همیشه توی زندگیم طعمه ی خوبی برای دامهای کلامی و رفتاری دیگران بودم . ای تف به این روزگار / لی
چشم هایم مال تو
عنوان متن ، نام فیلمی است که دوست عزیزم خوبیار سالاری ساخته . این فیلم که آخرین اثر او تا کنون محسوب می شود امشب بیست و ششم مرداد ماه ساعت نه و سی دقیقه از مجموعه مستند های منظر ماه از شبکه ی سوم سیما پخش خواهد شد . این فیلم بیست و هفت دقیقه ای که در یکی از روستاهای استان هرمزگان به نام رضوان ساخته شده است ، داستان مربی قرآنی را روایت می کند که شاگردان نابینا و کم بینائی دارد .
نویسنده و کارگردان : خوبیار سالاری / تصویر بردار : غلامعباس سبزیکار / صدا و موسیقی : مهراب بهرامی / مدیر تولید : احسان نفیسی / تدوین : شهاب آب روشن
منتظر نظرات سازنده ی شما دوستان عزیز هستم . برای دیدن عکس های پشت صحنه ی این فیلم به وبلاگ دوست خوبم گوج گنو مراجعه بفرمائید .
یاسمین لوی / زنی که به اندازه ی تمام عمر من فریاد زده است
یاسمین لوی خواننده ی اسرائیلی ، بیست و سوم دسامبر ۱۹۷۵ در اورشلیم بدنیا آمد . پدر او اسحاق لوی آهنگساز و آواز خوان مذهبی بود که پژوهشِ زیادی در زمینه ی پراکندگی موسیقی اسپانیایی - یهودی داشته است . او سردبیر مجله ی زبان Ladino Aki Yerushalayim بود . یاسمین با تلفیق مدرن آهنگ های فلامینکو ، ترکیه ای و آندلس به تالیف جدیدی از موسیقی قرون وسطائی / اسپانیائی - بهودی دست پیدا کرده است . او تا کنون پنج آلبوم روانه بازار کرده که اسامی آنها به شرح زیر است .

۲۰۰۴ / Romance & Yasmin
La Judería /2005
Live at the Tower of David, Jerusalem / 2006
Mano Suave / 2007
Sentir / 2009
[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/Yasmin-Levy-Me-Voy.mp3|titles=Yasmin Levy - Me Voy]
او در سال ۲۰۰۵ از رادویو ۳ بی بی سی ، سه جایزه جهانی موسیقی را دریافت کرد .
یاسمین لوی به اندازه ی تمام این سالهائی که فریاد نزده ام ، فریاد زده . و انگار خود خود من است تمام این صداهایی که از حنجره ی او بیرون می آید . در این چند وقت اخیر نگرانم و بی انگیزه و ناراحت ، دلیلش را درست نمی دانم . ولی همین است . همین صداهاست که کمی آرامشم می دهد ( امیدوارم کسی پیش خودش نگوید این آدم کافر در ماه رمضان به جای آرامش با قرآن رفته سراغ صدای یک زن .... استغفرالله ) . همین که می دانم یک نفر آن ور دنیا مثل من نگرانی اش را فریاد می زند ، خودش کمی التیام بخش است ، خدا را شکر . اولین بار یک اثر از این خواننده را در مجموعه ای به نام فلامیگوی نوین شنیدم و بعد از آن بود که کم کم باقی آثارش را پیدا کردم . این اثر به نام me voy از آلبوم سال ۲۰۰۵ این خواننده انتخاب شده است . همان آلبومی که قطعه ی la algeria را در مجموعه فلامینگوی نوین ارائه کرده بود . متن ترانه و توضیحات مختصری در ادامه آمده است . (بیشتر…)
ملا و کولر سنگین آمریکائی
برای خرید یک کولر گازی با دوستی در اطراف اسکله ی شهید حقانی بودیم . نمایندگی بود فروشنده . قبل از ما شخصی آمده بود و از همان کولری که ما در نهایت خریدیمش یکی خرید بود و فروشنده همانجا برایش امتحان هم کرده بود . به فروشنده گفت : کسی نیست که کمکم کند تا توی ماشین بگذاریم ... ؟ فروشنده به پیرمردی که جلوی مغازه بود اشاره کرد و گفت : اسمش ملاست . کمکت می کند . خریدار ملا را صدا زد و پیرمرد کله اش را کرد توی مغازه . فروشنده توضیح داد که باید کولر را کجا ببرد . اثر گرما توی ظهر تابستان بنرعباس را می شد در چهر ه ی ملا دید . به دوستم گفتم : ببین تو این سن هم مجبوره که کار کنه ... ( به این فکر می کردم که ملا هنوز چقدر انرژی دارد که بخواهد توی این سن زور بزند به همچین کولر سنگین آمریکائی ) دوستم کله ای تکان داد و بعدش هر دو حواسمان پرت شد .
نمی دانم حرف من بود یا کهولت سن ملا یا همان بند مزاحمی که دور کارتن کولر بسته بودند ، باعث شد که کولر بی افتد و ملا هم همراهش . کولر روی دستش فرود آمده بود ، وقتی بلند شد قطره های خونش ریختند روی پیاده رو ... وقتی که نزدیک رفتم انگار بند انگشتش پاره شده بود . فروشنده کولر خودش کمک کرد و کولر را گذاشتند توی ماشین خریدار قبلی . انگار نه انگار یک طرف این ماجرا خودش مقصر بوده ...
پ . ن ۱ - ملا را اهالی بازار بردند درمانگاه . فروشنده برایمان فاکتور نوشت .
پ . ن ۲ - دهانمان سرویس شد تا کولر را چند طبقه بردیم بالا .
بی ارتباط - جنتی دبیر شورای نگهبان اخیراً در سخنرانی خود گفته است : سران فتنه یک میلیارد دلار از آمریکا از طریق واسطی سعودی دریافت کرده اند .
کلام چهل و هفتم
بعضی گذشته ها آنقدر نزدیک هستند که انگار هنوز نیامده اند و هر روز صبح به امید رسیدنشان از خواب بر می خیزیم . افسوس که دیری گذشته اند و دیگر نخواهند آمد . / لی
مصرعی از ابراهیم منصفی
کلام چهل و ششم
یه روز یه ترکه به یه فارسه می گه که به یه اصفهانیه بگه که به یه رشتیه بگه که به یه لره بگه که به یه آبادانیه بگه که به یه کرده بگه که به یه مشهدیه بگه که به یه بلوچه بگه که به یه اهوازیه بگه که به یه … بگه که هنوز باید دست در دست هم بدهیم و برای همیشه تبعیضها و اهانتهای قومیتی رو از بین ببریم / اینجا
کلام چهل و پنجم
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی در دفتر نقاشی اش خورشید را با رنگ سیاه کشیده بود تا پدر کارگرش زیر آفتاب نسوزد . یک SMS
افشای اسناد محرمانه
پس از افشا شدن بیش از دها هزار سند آمریکا در افغانستان ، پدر اینجانب نیز در عملیاتی غیر منتظره بسیاری از اسناد و مدارکی که از فرزندان خود جمع آوری کرده بود را پس از سالها افشا نمود . نقاشی زیر تقریبا مربوط به ۱۵ سال پیش است که از روی یک عدد زیرسیگاری کپی برداری نموده و اثری به آثار مهم هنری دنیا افزودم .

SURE . ITS MY PLAY SUIT ... BUT DON'T GET ANY WILD IDEAS
دقیقا مشخصه که از همان روزها زبانم افتضاح بوده . باقی جمله رو یادم رفته بنویسم ( کپی برداری کنم ) . برای دیدن عکس خود زیرسیگاری به ادامه مطلب بروید . اینجا خانواده نشسته .
