نویسنده: شهاب

وصیت نامه کودک پیر

امسال از اونجا که باید فیلمی با عنوان (( میلیونر زاغه نشین )) جایزه بهترین فیلم رو  در اسکار می گرفت و از آونجا که من به شخصه از برخی فیلمهای دیوید فینچر  هالیوودی لذت می برم بعد از دیدن فیلم  (( سرگذشت شگفت انگیز بنجامین باتن )) به نکته جالبی برخوردم و دوست داشتم  که گذاشتن این مطلب با جایزه گرفتن این فیلم همراه می بود و اگر چه این فیلم بر خلاف باقی آثار فینچر ساختار کلیشه ای تری دارد ولی به هر حال زیاده گویی نکنم...

سال گذشته داستانی نوشتم که نیمه کاره ماند و دیگر هیچ وقت ادامه اش را ننوشتم. با خواندن نیمه داستان در ادامه مطلب به نکته ای که می خواستم بگم پی می برید...


خلاصه داستان فیلم بنجامین باتن :

بنجامین در بدو تولد با ظاهری پیر به دنیا می آید. با گذشت زمان و بالا رفتن سن بنجامین او ظاهر جوان تری پیدا می کند تا اینکه در لحظه مرگ در آغوش همسر سابقش و در قنداق می میرد...

(بیشتر…)

...

این جای خالی برای تو تنها یک جواب دارد ... 

او  

شما  

هردو 

هیچکدام 

 

 

و من آن هیچکدامم

سوال

کمبود چه چیزی توی شهر بندرعباس احساس می شه؟ چی دوست دارید؟ 

(کمی جدی . خلاصه و مستقیم بگید لطفن)

آخرین حرفی که مادرش گفت این بود که تمام فریاد ها و جیغ ها را به خاطر بسپارد 

ممکن است همان فریاد ها روزی به دادش برسد...

و باز هم بدون عنوان

وجود من شاهراه تمام عقده هاست 

       و تو از آن عبور می کنی 

                          به سرعت دیوانه وار  

و ندیدنت راه دیگریست 

           که بر پهنای تمام حسرتم افزوده می شود...

بدون عنوان

وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی

من سکوت و آرامش را میدیدم

و اضطراب و بی قراری را تو

من روزهای بی خیالی

و روزهای تکراری را تو

من صداقت را

و خیانت را تو

ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم...

نگاه ها و قصه ها رو ما می سازیم 

یه روز به قصه هامون نگاه می کنیم می بینیم چقدر به گذشته ها نگاه کردیم و واسشون قصه ساختیم...

و حالا موندیم با یه عالمه نگاه که پشت هر کدومشون هزار تا قصه است.

بازی شوو  یلدا

سلام. 

به علت اینکه در سفر هستم و امکان گذاشتن عکس از دوران بچگی ام نیست تنها عکسی که از اون دوران فعلا در دسترس موجود است را می گذارم... 

 

قطره

وقتی که در آن حلقه که قطره ی کوچکی بر آن است بدمی کم کم حباب کوچکی می شود و بزرگ می شود و بزرگتر می شود و از حلقه جدا می شود و در هوا می چرخد. و می دانی زمانی که با جسمی بر خورد می کند چه می شود.

و شاید بر سر جایش قطره ای به جا بماند.