وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی
من سکوت و آرامش را میدیدم
و اضطراب و بی قراری را تو
من روزهای بی خیالی
و روزهای تکراری را تو
من صداقت را
و خیانت را تو
ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم...
وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی
من سکوت و آرامش را میدیدم
و اضطراب و بی قراری را تو
من روزهای بی خیالی
و روزهای تکراری را تو
من صداقت را
و خیانت را تو
ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم...
نگاه ها و قصه ها رو ما می سازیم
یه روز به قصه هامون نگاه می کنیم می بینیم چقدر به گذشته ها نگاه کردیم و واسشون قصه ساختیم...
و حالا موندیم با یه عالمه نگاه که پشت هر کدومشون هزار تا قصه است.
سلام.
به علت اینکه در سفر هستم و امکان گذاشتن عکس از دوران بچگی ام نیست تنها عکسی که از اون دوران فعلا در دسترس موجود است را می گذارم...

وقتی که در آن حلقه که قطره ی کوچکی بر آن است بدمی کم کم حباب کوچکی می شود و بزرگ می شود و بزرگتر می شود و از حلقه جدا می شود و در هوا می چرخد. و می دانی زمانی که با جسمی بر خورد می کند چه می شود.