او پس از خستگی روز آنچنان به خواب رفته که انگار دنیا به تعلیق در آمده است.
آرام، بر فراز ابرها…
زمین کمی مکث کرده و از خودش پرسیده: چطور ممکن است. سنگینی عزیزی در این لحظه حس نشود؟
میگویم: او دوستداشتنیترین است… برایش کاری ندارد. در ضمن یک خانه روی ابرها هم دارد.
نویسنده: شهاب
خوشبهحال ابر
خوشبهحال ابرا، با یه باد کل دنیا رو سفر میکنن. هر جا هم خسته شدن میبارن…
۱- دورتادور دنیا (لاموزیکا دومین)
نمایشنامهای در باب آخرین دیدار زن و مردی که از همجدا شدهاند. آنها دلایل خیانتهای ناخواسته و خودخواسته به همدیگر را فاش میکنند. این دیدار که در لابی هتل صورت میگیرد باعث میشود یک شب را باهم به سحر برسانند. لاموزیکا دومین، اولین نمایشنامه از مجموعه دورتادور دنیاست. منتشر شده در نشر نی. نویسنده این نمایشنامه مارگریت دوراس است و ترجمه آن را تینوش نظمجو انجام داده است.
از روزنامه شرق- آیدین آغداشلو
اغلب صبحها قدمزنان به بیمارستانی سر میزنم که عباس کیارستمی یکماهی است در آن بستری شده. بستریشدنش با قصه سادهای شروع شد که به پیچیدگی هولناک و اضطرابآوری رسید. یک عمل جراحی ساده بود که باید معلوم میکرد تودهای که در روده او ظاهر شده، آیا بدخیم است یا نه -که دیروز معلوم شد اصلا بدخیم نیست…
– اما این روند باورنکردنی تبدیل به کابوسی شد که حاصلش چهار بار عمل جراحی پیاپی و ظاهرا نجاتبخش بود. هنوز هم نمیدانم علت این پیچیدگی چه بوده و آیا اهمالی شده یا صرفا یک بدبیاریِ مطلق است. وقتهایی که اجازه ملاقات میدادند، وقتهایی بود که حالِ کیارستمی طوری بود که میشد او را دید و قوت قلبی داد. اما وقتهایی هم نمیشد به دیدارش رفت و همراه با چند نفری که شریکِ اضطرابِ همدیگر بودیم، در طبقه همکف بیمارستان منتظر میماندیم و به جای کیارستمی سعی میکردیم به یکدیگر قوت قلب بدهیم. بعد که پاسخی نمیگرفتیم، متفرق میشدیم تا فردا صبح که باز همانجا حاضر شویم. عباس کیارستمی مشهورترین هنرمند ایرانی در خارج از ایران است و من گاهی به شوخی میگویم: «او و حکیم عمر خیام نیشابوری از این حیث با هم برابری میکنند!» کیارستمی آدمِ سادهزیست و فروتنی است و چنین شهرتی اصلا متکبرش نکرده. خانهاش را عوض نکرده. دوستانش را عوض نکرده. هیچچیزی را عوض نکرده. رفاقت من با او به شصت سال بالغ میشود؛ از سال دوم دبیرستانِ جمِ قلهک، و بعد از تمامشدن دبیرستان، به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و بعد از آن، به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. و از این زمان بود که دورادور تماشا کردم و دیدم چطور قد میکشد و سایهگستر میشود. حس من هرگز جز تحسین او نبوده و نیست. او در آفاقی سیر میکند که به آفاقِ من، چندان ربطی ندارد، پس هیچوقت رقیبِ همدیگر نبودهایم، هیچوقت جای مرا و جای هیچکس دیگری را تنگ نکرده. این اواخری هربار که دیدمش، اصرار کردم کمتر به سفر برود، بیشتر مراقب خودش باشد و از جسمش این همه کار نکشد. بار آخری که پیش از عمل جراحی سوم در اتاقش بودم، قول گرفتم تا قدری آرامتر و سنجیدهتر کار کند. او هم قول داد. از دیروز حالم خیلی بهتر است چون آخرِ شب برادرش به من زنگ زد و گفت حالِ عباس رو به بهبود است. پس من هم حالم رو به بهبود است.
دیالوگی از فیلم فریدا کالو
اصلا دیالوگ یادم نیست اما در صحنه ای شوهر فریدا به او چیزی میگوید شبیه این: درسته خدا رو قبول ندارم، اما روزی هزار بار شکرش می کنم که تو رو به من داد…
نقل از هانا آرنت
برای متوقف کردن خشونت، پناه بردن به عقل، دیگر بسنده و کارآمد نیست. انسان باید گفتوگو کند، نه با دیگری که با خودش. اگر در گفتوگو با دیگری، مخالفتِ او از حد گذشت و کاسهی حوصلهمان لبریز شد، میتوانیم بحث را قطع کنیم و برخیزیم و به راه خود برویم. ولی در گفتوگو با خود، چنین چیزی ممکن نیست. اگر کسی نتواند آن دیگری را که در درونِ خود اوست، آن خودِ دیگر را قانع کند، نمیتواند به آسانی روز را به شب و شب را به روز رساند. در جنگ مدام با خویش، آرامش و سعادتی نیست. جدال مستمر با خود، تنها به خودویرانگری می انجامد.
یک سوال
یک کات توی محور
نمای هدشات از خاتمی
– به تمامی افراد هر دو فهرست
(اینقدر هم لزوم نداشت به اینهمه نمای بسته، فهمیدیم آقای کارگردان)
سوالم اینه این چه دموکراسیه که تو این همه سال به دنبال آلترناتیوی به جای رای دادن نبوده؟؟؟
و الان شده دستاویز یه عده که به بهانه تمرین دموکراسی مردم رو بکشونن پای صندوق رای تا تنور مشروعیت بخشیدن به خودشون همیشه گرم باشه…
دعای انتخاباتی
خدایا…
نمایندههایی که برای تبلیغات حماقتشان(نه معرفی خودشان و توانمندیشان) شهر را به گند کشیدند و از زنان نهایت استفاده ابزاری را بردند نه تنها به مجلس راه مده بلکه مچهایشان را هر چه زودتر پیش مردم باز بنُمای…
خدایا خودت میزان سادگی مردم را میدانی…
هفتمین جایزه داستانهای ده کلمهای فراموشی لی
پایگاه رسمی داستان های ده کلمه ای فراموشی لی، نتایج هفتمین دوره جایزه داستان های ده کلمه ای فراموشی لی را اعلام کرد که تمامی آثار ارسالی همچنین نتایج آن را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید. امسال شاهد ۱۵۵۵ داستان ده کلمه ای از ۳۷۶ شرکت کننده بودیم که خوشبختانه روند رو به رشدی در بین آثار ارسالی نسبت به سالهای پیش در کیفیت آثار رسیده دیده می شد.
دانلود
وبلاگ
امروز دیدم یکی از شاگردای کلاس تدوینم وبلاگ داره، یاد اینجا افتادم. حسخوبی که از داشتن وبلاگبه آدم دست میده، قابل وصف نیست. مثل یه خونه ابدی میمونه که هر وقت آدم دلش از جاهای دیگه گرفت. بهش پناه میبره…