کلام صد و بیست و یکم
ما آدما همیشه عادتمون از دست یکی دلگیر باشیم ، مهمم نیست که حق با ماست یا نه! / اینروزا
ما آدما همیشه عادتمون از دست یکی دلگیر باشیم ، مهمم نیست که حق با ماست یا نه! / اینروزا
توی تمام دفترها و گوشه ی تمام کتاب هایش نوشته بود : به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . و تمام عمر فقط نوشته بود . فکر نکرده بود واقعاً .
آشنائی من و مصطفی بر می گردد به سال هشتاد و دو . سالی که خیلی از دوستی ها به واسطه بیشتر شدن فعالیت های اجتماعی ام شکل گرفت که یکی از آنها حضور در فضای فیلمسازی بود . در یکی از همین دوره های کوتاه فیلمسازی بود که با هم آشنا شدیم . مصطفی یا وارد حیطه ای نمی شود یا اگر وارد شد سعی می کند بهترین باشد . در همین چند سال اخیر به چند نمایشگاه مختلف هنری و صنعتی در کشورهایی چون آلمان ، استرالیا و سوئیس و امارات دعوت شده . با طرح اولین سوال به گستردگی فعالیت های او پی خواهید برد . هم اکنون که من با وی به گفتگو می پردازم ، چهار اختراع و سه ایده ی ثبت شده و همچنین برپائی یک نمایشگاه انفرادی هنر نو ( برون و درون ) در فرهنگسرای ملل و یک نمایشگاه گروهی ( ترکیب مواد ) در فارس را جز پرونده ی کاری این چند سال اخیر خود دارد .
۱- بین بازیگری ، انیمیشن ، گرافیک ، هنر نو ، و اختراع کدوم یکی بیشتر به روحیت نزدیک تره ؟ چرا ؟
در همه اینها نمایش دادن رو پیدا کردم . همه اینها شیوه های نمایشند . یک جور اجرا یا نشان دادن هستند به نوعی . مجبوری در همه اینها همشون رو به نمایش بگذاری ، یک شیوه ی نمایشی برای من مهمتره .
۲- تعریفت از هنر چیه ؟
هنر نهایت زیبائی و مهارت هستش ( هنر ایجاد اشکاله ) .
۳ – آدم خلاق چه کسی است ؟
خیلی سخته این سوال ( می خندد) به نظر من موجوداتی مثل پرنده ها ، ماهی و .. هم یک خلاقیت دارند برای خودشون . خلاق کسیه که یک شیوه جدیدی یا شیوه ای که نبوده یا استفاده نشده رو بیاره و ازش استفاده کنه . یعنی توی همه شاخه ها و در هر کاری .
۴- مرزهای جغرافیایی چقدر در ارزش هنری یک اثر تاثیر دارند ؟
نه ، آنقدر مهم نیست . من همیشه اعتقادم این بوده که کجا باشم مهم نیست . همیشه الگوم حضرت حافظ بوده . سعدی هم خیلی سفر کرده که این ابیات رو گفته اما حافظ سفری آنچنان نداشته و حرف های قابل ستایشی داره . مهم نیست کجایی . مهم اینه که چه کار می کنی . اما امکانات و شرایط هم خیلی مهمه .
۵ – چقدر برای گرفتن حقت توی جامعه ای که زندگی می کنی تلاش کردی ؟
واقعیت اینه که خیلی تلاش کردم اما حقیقت این نیست . تلاش کردم و باز هم تلاش می کنم
۶ – با این گستردگی فعالیت های شما در حال حاضر . کمی از دوران نوجوانیت بگو که الان شدی مصطفی عوض زاده… ؟
برای حساسیتی که داشتم مجبور بودم همیشه در سفر باشم بین سه شهر مختلف . و باید ماه ها در این شهر ها می موندم . توی این سفرها مجبور بودم همیشه بخونم . مثلا از دوران راهنمایی شکسپیر و چخوف و دبیرستان ایپسن رو شناختم و چون نمی تونستم بازی کنم و فعالیت های اینجوری داشته باشم می رفتم سمت نمایش و تئاتر و همیشه بیست و دو بهمن ها رو دوست داشتم چون می تونستم تئاتر اجرا کنم .
۷ – نقش خداوند رو چقدر در زندگی خودت پررنگ می بینی ؟
واقعا نمی تونم جواب بدم . شاید خیلی چیزهایی که مانع می بینم در جلوی راهم ، همون محبت خداوند باشه . یعنی شکست در هر کاری مثلا اینکه نتونم انیمیشن بسازم یا طراحی کنم احساس می کنم محبت خداوند باشه خارج از تعاریف خداوند . می بینمش ، احساسش می کنم و دنبال بهتر درک کردنش ام .
« این داستان مملو از واژه بود است . واژه ای که خبر از عدم وجود چیزی میدهد که در گذشته وجود داشته »
شب خوابیده بودند و صبح بیدار شده بود ، دیده بود نیست . مرد تا شبش صبر کرده بود ، هیچ خبری نشده بود . فردا صبح هم نیامد . فردا صبح های یک سال گذشته بود و او نیامده بود . کنار پنجره درست سه کارتن سیگار کشیده بود ، یک سال . هر روز بیست تا بیست تا ، گاهی پنجاه تا ته سیگار را انداخته بود توی کوچه و رفتگر سیصد و شصت و شش روز برگها ، زباله ها و ته سیگارها را جمع کرده بود و زن نیامده بود . رفتگر به این فکر می کرد که کم کم سیگار را کنار بگذارد ، و بدنبال شغل دیگری باشد .
یه روز خدا به نامه اعمال من نگاه می کنه ، یه پوز خندی میزنه و میگه : برو بچه جون . برو
وقتی دل خراب اته
با احسان رضایی سال ۸۳ آشنا شدم . برای ساخت دومین فیلم کوتاهم بود که به کمکم آمد . این همکاری سینمایی دو سال بعد هم ادامه یافت . سالی که برادران رضایی اولین فیلم خودشان را با نام گوج گنو ارائه دادند . بعد از آن بود که کم کم با ایمان هم آشنا شدم . حالا بعد از گذشت هفت سال بردارن رضایی هنوز پر انرژی به ساختن فیلم ادامه می دهند . تا کنون ۶ فیلم مستند داستانی ماحصل فعالیت این دو برادر بوده است . زمان پیش تولید فیلم هفتم بود که این گفتگو انجام شده است . در همین چند ماه اخیر دو فیلم آخرشان با نامهای « کشند قرمز » ، جشنواره تصویر سال و « دست » ، جشنواره فیلم کیش را تجربه کرده است . پیش از اینها دو فیلم « گوج گنو » و « دهندآف گاد » نیز در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز حضور داشته است .
۱-تعریف شما از سینما چیست ؟
احسان : سینما یک رسانه است . یک مدیومه برای انتقال اندیشه و افکار و مجموعه دریافت ها و کشف و شهود انسان از محیط اطرافش مثل بقیه رسانه ها
ایمان : به نظر من هفت هنر کلی داریم و تموم آدمها به نوعی ، به یکی از هنرها علاقه دارند . سینما شش هنر دیگه رو در خودش داره
۲ – اگر روزی به هر دلیلی جلوی فیلم ساختن شما گرفته بشه چه کاری انجام میدید ؟
احسان : اگر تنها جلوی فیلم ساختن من گرفته بشه عکاسی می کنم و اگر کلا با مقوله هنر مخالفت کنند میرم کشاورزی می کنم . نویسندگی هم انجام میدم . شاید برم یک رمان چاپ کنم . کلًا سوالات خیلی سخته .
ایمان : اگر صرفا سینما باشه میرم موسیقی و یا عکاسی کار می کنم اگر کلا بگن کار هنری انجام نده میرم معلم می شم .
۳ – چقدر با سینمای سایر شهرها فاصله داریم و چه راه هایی رو باید بریم تا به اونها برسیم ؟
احسان : من احساس می کنم فاصلمون زیاده . بیشترین تاکیدم روی نیروی انسانیه . اصلا نیروی انسانیمون قابل مقایسه نیست چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ تخصص . مسائلی که داریم تو فیلمامون مطرح می کنیم بیشتر مسائل بدوی هستند تا مسائل مدرن . در اساس هنر ما یک هنر اجتماعی و یک هنر مدرن نیست . منظورم از اجتماعی اینه که هیچ ارتباطی به جامعه ای که توش زندگی میکنیم نداره . این سینما خوب نمی تونه حرفش رو بیان کنه یا یک جوری عقیمه . مثل بقیه هنرها
ایمان : ما فاصله زیادی نداریم از لحاظ کیفی ولی یک جمله هست که میگه : باید همه چیزمون به همه چیزمون بیاد . اگر سینمای ما ضعیف تر از شهرهای دیگه است . من این طوری نتیجه می گیرم پس هنرهائی که تو این استان داریم از هنرهای استانهای دیگه ضعیف تره . درست مثل جمله اولم ، اینکه سینما مجموعه سایر هنرهای دیگه است .
۴ – شما به دکوپاژ آهنین اعتقاد دارید یا همه چیز رو سر صحنه مشخص می کنید ؟
احسان : نه به دکوپاژ آهنی اعتقادی نداریم ، ولی دکوپاژ داریم شاید توی ذهن یا روی کاغذ باشه.
ایمان : به دکوپاژ آهنین اعتقاد نداریم ولی دکوپاژ داریم . وقتی ما خودمون رو مستند ساز می دونیم . پس تمام کنترل فضا در اختیار ما نیست پس داشتن دکوپاژ آهنین منطقی نیست از نظر ما .
۵ – زبان سینمائی چیست ؟ احساس می کنید به اون زبان رسیدید یا خیر؟
احسان : شیوه روایت یک فیلمساز در سینما میشه اون زبان سینمائی . یا میشه تعبیر کرد که اون فیلمساز چه طوری به دنیا نگاه میکنه . مثل اینکه بگن شما در مورد تابستان گذشته یک انشا بنویسید . این دیگه مختص به ماست یا اونی که داره انشا می نویسه ، که بستگی داره به اون فرهنگ ، اجتماع ، محیط و خانواده که توش زندگی می کنه اون زبان رو شکل میده . سینما اساسا چیز جدیدی نداره جز آدمهایی که میان و حرف می زنن و از زاویه دید خودشون نگاه می کنند . ما توی سینما دنبال این هستیم که از زاویه اون آدم با رسانه سینما به دنیا نگاه کنیم / تا حدودی
ایمان : من همونجوری که زندگی میکنم فیلم می سازم . یعنی زندگی و سینمام مثل همه . پس من همونطوری که توی زندگیم رفتار میکنم . لهجه و زبانی که توی زندگی دارم همون لهجه و زبان و رفتار هم توی فیلمسازیم وجود داره .
۶ – چقدر مرزهای جغرافیایی رو در ارزش آثار هنری یک شخص مهم می دونید ؟
احسان : مرزها در میزان ارزش گذاری یک اثر تاثیر دارند
ایمان : مرزها در میزان ارزشگذاری یک اثر تاثیر ندارند
۷ – نقش خداوند رو در زندگی خودتون چقدر پررنگ می بینید ؟
احسان و ایمان (هر دو با هم و بدون هماهنگی ) : الهم صل علی محمد و آل محمد
۱- بهشب جواب صحیح داد . تصویری که دیدید عکس های شهر آدیس آبابا بود در کشور اتیوپی . حالا از کجا فهمید خدا می داند .
۲ – دوستان عزیزی که کامنت می گذارید ؛ اینجا محلی برای کامنت گذاشتن در مورد موضوعی است که انتشار پیدا کرده . اگر حرفی . نصیحتی . پند اخلاقی یا مسائل مروبط به درس بینش اسلامی سال دوم دبیرستان دارید روشش طور دیگری است . همین پایئن سایت آی دی یاهوی من برای چت کردن هست .
۳ – شنبه آینده هم باز مصاحبه ای که با دوستانم انجام داده ام منتشر می شود . از همان دوستانی که هم من قبولشان دارم و هم آنها مرا . اگر افرادی برایشان سخت است که بخوانند ، نخوانند . خیلی معادله ی ساده ایست .
۴ – همه ی مخاطبین وبلاگم را دوست دارم . هم آنهایی که با من موافقند . هم آنهایی که مخالفند . هم دوستانی که برای آمار گرفتن می آیند و هم کسانی که به واسطه سرچ کردن می رسند به اینجا . همین .
آدم بده من ، تو حداقل بیا و خوب باش .