بعد از شنیدن خبر دریافت نکردن حقوق کارکنان و کارگران مناطق مختلف کشور که در کارخانه ها و شرکت های گوناگون دست به اعتصاب زده اند ، چند روز پیش باخبر شدم که برخی کارکنان روزمزد شرکت مخابرات بندرعباس هم به خاطر دریافت نکردن حقوق چند ماهه ی خود مدتی سر کار حاضر نشده اند . هم اکنون بخش ۱۱۷ شرکت مخابرات نیز غیر فعال است .
نویسنده: شهاب
پنجره پنجم - مرتضی نیک نهاد
آشنائی من و مرتضا بر می گردد به جشنواره اردی بهشت . یعنی اولین فیلم تدوین شده مرتضا را سال هشتاد و پنج در اولین جشنواره فیلم اردی بهشت دیدم ؛ انتشار گنجشک ساخته ابراهیم پشتکوهی . به هر حال بعد از جشنواره شرایطی بود که همدیگر را میدیدم ، اما دوستیمان بر می گردد به اولین فیلمی که مرتضا شروع کرد به ساختن و هیچ وقت هم تمام نشد ( کنسرت سگ ) . او علاوه بر تدوین ، گویندگی رادیو ، وبلاگ نویسی ، روزنامه نگاری و طراحی صحنه اخیرا به سمت طراحی گرافیک آمده . علاوه بر روحیه تجربه گرایی که دارد همیشه دوست دارد بهترین باشد که این را می شود در کارهایش دید .
کلام صدو بیست و سوم
گاهی خیلی دیر میرسیم ، گاهی اصلا نمیرسیم ، نمیدونم پس کی میرسیم ؟! / اینروزا
همدردی - sympathy - Rare Bird
گروه Rare Bird ( پرنده نادر ) یک گروه پروگرسیو راک است که در سال 1969در انگلستان تاسیس شد ، اما موفقیت هایشان بیشتر در سایر کشورهای اروپائی بود تا خانه خودشان . بیشتر آنها را با تک اهنگ همدردی - یاد می کنند . قطعه ای که یک میلیون نسخه از آن درسراسر جهان بفروش رفت .
[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/Sympathy.mp3|titles=Sympathy]
ویدئویی از این گروه را میتوانید در اینجا ببیینید . متن ترانه و ترجمه آن را در ادامه آمده است .
کلام صد و بیست و دوم
وقتی قصه شروع شد او رفته بود ، و من ماندم و داستانی که هیچ کس نداشت . اینروزا
پنجره چهارم - صدیقه طاهری
قبل از اینکه با خود صدیقه آشنا بشوم وبلاگ دیوونه خونه ی من یکی از بازدیدهای همیشگی من بود در این دنیای مجازی . به هر حال آنموقع هنوز تعداد وبلاگ نویسان بندرعباسی کمتر از تعداد انگشتان دست نشده بود . شاید تقریبا یک سال گذشت که از طریق شبکه های اجتماعی با خود صدیقه طاهری آشنا شدم . او دانشجوی کشاورزی و از وبلاگنویسان قدیمی این شهر بحساب می آید . سال ۸۹ سالی بود که به همت او و تعدادی دیگر از جوانان بندرعباسی تشکلی با عنوان دلهای پاک تاسیس شد . چیزی که در این شهر وجودش بیش از پیش احساس می شد . تشکلی که تا به حال علاوه بر رسیدگی به کودکان سرطانی ، آسایشگاه روانی و خانه سالمندان برنامه های زیاد دیگری را در آینده کاری خود دارد .
کلام صد و بیست و یکم
ما آدما همیشه عادتمون از دست یکی دلگیر باشیم ، مهمم نیست که حق با ماست یا نه! / اینروزا
کلام صد و بیستم
توی تمام دفترها و گوشه ی تمام کتاب هایش نوشته بود : به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . و تمام عمر فقط نوشته بود . فکر نکرده بود واقعاً .
پنجره سوم - مصطفی عوض زاده
آشنائی من و مصطفی بر می گردد به سال هشتاد و دو . سالی که خیلی از دوستی ها به واسطه بیشتر شدن فعالیت های اجتماعی ام شکل گرفت که یکی از آنها حضور در فضای فیلمسازی بود . در یکی از همین دوره های کوتاه فیلمسازی بود که با هم آشنا شدیم . مصطفی یا وارد حیطه ای نمی شود یا اگر وارد شد سعی می کند بهترین باشد . در همین چند سال اخیر به چند نمایشگاه مختلف هنری و صنعتی در کشورهایی چون آلمان ، استرالیا و سوئیس و امارات دعوت شده . با طرح اولین سوال به گستردگی فعالیت های او پی خواهید برد . هم اکنون که من با وی به گفتگو می پردازم ، چهار اختراع و سه ایده ی ثبت شده و همچنین برپائی یک نمایشگاه انفرادی هنر نو ( برون و درون ) در فرهنگسرای ملل و یک نمایشگاه گروهی ( ترکیب مواد ) در فارس را جز پرونده ی کاری این چند سال اخیر خود دارد .
سال کبیسه - داستان کوتاه
« این داستان مملو از واژه بود است . واژه ای که خبر از عدم وجود چیزی میدهد که در گذشته وجود داشته »
شب خوابیده بودند و صبح بیدار شده بود ، دیده بود نیست . مرد تا شبش صبر کرده بود ، هیچ خبری نشده بود . فردا صبح هم نیامد . فردا صبح های یک سال گذشته بود و او نیامده بود . کنار پنجره درست سه کارتن سیگار کشیده بود ، یک سال . هر روز بیست تا بیست تا ، گاهی پنجاه تا ته سیگار را انداخته بود توی کوچه و رفتگر سیصد و شصت و شش روز برگها ، زباله ها و ته سیگارها را جمع کرده بود و زن نیامده بود . رفتگر به این فکر می کرد که کم کم سیگار را کنار بگذارد ، و بدنبال شغل دیگری باشد .


