– کسی که سوت شروع بازی رو می زنه قطعا داوره،
این یک نمونه از شوخی یک تبلیغ بازرگانی با جواد خیابانی.
حس من بعد از بازی ایران و آرژانتین درست مثل حس انتخابات ۸۸ بود. یک بازی تقریبا برده رو تو دقیقه ۹۰ ببازی. اونم با کمک نیروهای خارجی. و تاثیر منفی اش رو توی روحیه جمع کثیری ببینی.
وقتی ول می کنی همه چی را به امان خدا، می زنی به دل ماجرا و بی خیال همه چی می شوی. غرق می شوی در همه چی. حالا دیگر مهم نیست توی جیبت چی داری. تو تنت را با همه متعلقاتش به آب سپرده ای.
ابرویم وقتی بچه بودم شکست،
صورتم وقتی بچه بودم سالک زد،
پیشانی ام وقتی بچه بودم شکست،
دستم وقتی بچه بودم شکست،
بزرگ شدم و هیچ کدامشان یادم نرفت. اما مدتی است خیلی چیزها را زود فراموش می کنم.
اردیبهشت سال ۸۳ اولین فیلم کوتاهم با نام «سوم شخص مفرد» ساخته شد. سال آخر دبیرستان بودم یکبار هم از مدرسه به سمت لوکیشن فیلمبرداری جیم زدم. آن فیلم را با تهیه کنندگی مدیریت موسسه بانوفیلم بندرعباس ساختم. فیلم پر از اشتباهات تکنیکی و ضعف هایی است که تمامش برمی گشت به کم تجربگی ام. اما هنوز فیلمنامه اش را دوست دارم. دوستان خوبی بعد از آن فیلم پیدا کردم.
مثل بعضی از مربیای بوکس که وقتی راند تموم میشه بوکسور رو می کشونن گوشه ی رینگ، صورتشو تو دستاشون می گیرن و شروع می کنن به عربده زدن که مثلا روحیه بدن به طرف، آب می پاشن تو صورتش، گاهی هم بادش می زنن…
بعضی روزا باید خودت رو بکشونی گوشه رینگ و شروع کنی عربده زدن، به خودت روحیه بدی که بگی بلند شو، باید بتروکونی طرفو…
بلند شو لعنتی…
تا یکی دو روز دیگر به این آدرس اسباب کشی می کنم.
WWW.LEEE.IR
به مشتاقان وبلاگ فراموشی لی بگویید 😀
شاید اگه این قیمت دلار دستخوش تغییرات نمی شد در پاک ترین دولت تاریخ ایران، این خونه همیشه در آدرس leee.ir باقی می موند. برای مراقبت از سه آدرس مختلف، یکم سالیانه پرداخت سه تا دومین سخته.
ShahabAbroshan.com – وبسایت شخصی
leee.ir – وبلاگ
10w.ir – مسابقه داستان های ده کلمه ای
به هر حال دارم کوچ می کنم به آدرس دیگه . Leee.ir.
شاید این آدرس بیشتر بشه دووم آورد.
از اینکه بی موقع حرفی بزنم بدم می آید. گاهی حرفی را تا نیمه می گویم و بعد می بینیم اصلا نباید می گفتمش و همان حرف را به طرز دهشتناکی به اتمام میرسانم که شنونده خودش متوجه می شود این حرف را نباید می شنیده. گاهی عذاب وجدان حرف های گفته شده تا مدت ها رهایم نمی کند. گاهی با دقت گذاشته ام حرفی را به موقع بگویم. اما عوامل خارجی و ناخواسته آنچنان با قدرت به سمتم هجوم می آورند که گفتن آن حرف به زودتر از زمانش موکول میشود و میگویمش. (به اجبار)
این از ناخواسته حرفی را بی موقع گفتن افتضاح تر و دردناک تر است.
