نوشته

« هر آنچه که می نویسم »

سال ۹۶ 

به قول چهرازی، بهار یهو میاد مثل پاییز و بقیه…

البته با کمی تغییر.

تو یک‌چشم بهم زدن اومد‌. ۹۵ هم رفت، با سیلی از حوادث غیرقابل پیش‌بینی…

خدایا خودت به خوشی بگذرون…

شهاب دیدگاهی بنویسید

تقدیم به نسترنم

می خواهم دوستت بدارم
تا به جای همه جهانیان پوزش بخواهم،
از همه جنایاتی که مرتکب شده اند در حق زنان.
اززنانگی ات دفاع می کنم،
آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
و موزه لوور از مونالیزا
و هلند از وان گوگ
و فلورانس از میکل آنژ
و سالزبورگ از موزارت
و پاریس از چشمهای الزا…

می خواهم دوستت بدارم تا شهرها را از آلودگی برهانم
و تو را برهانم از دندان وحشی شدگان.
من کی ام بدون تو؟
چشمی که مژه هایش را می جوید،
دستی که انگشتانش را می جوید.
آنگاه که مرد بر دوش زنی تکیه نکند، به فلج کودکان مبتلا می شود.
آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد، به جنس سومی بدل می شود که هیچ ربطی به جنسهای دیگر ندارد.
بدون زن مردانگی شایعه ای بیش نیست.

(نزار قبانی)

شهاب دیدگاهی بنویسید

دسته‌گل احمق‌های مذهبی

شاید کمی عنوان بالا ناراحت کننده و اذیت کننده باشد. اما اگر بدانید قرار است هزینه حماقت تعدادی بی‌فهم و درک را ما از جیبمان بدهیم کمی نظرتان عوض می‌شود. روزی که تعدادی احمق بدون نظر نظر گرفتن احتمالات بعدی آن به خاطر شوآفی به اسم بالا رفتن از دیوار سفارت گندی بالا آوردند که حالا ما باید تاوانش را بدهیم (که البته از سوی دستگاه قضایی آنچنان مساله مهمی نبوده) شاید در مقابل این بالا رفتن از سفارت عربستان ساکت نمی‌نشستیم. شخصی به نام مهدی رستم پور از تبعات این حرکت احمقانه و سلحشورانه در کانال تلگرامش نوشته به شرح زیر:

مهدی رستم‌پور✍:

حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، خسارتی به ورزش ایران زد که قابل محاسبه نیست.
استقلال تهران با التعاون عربستان
استقلال خوزستان با الفاتح عربستان
ذوب آهن با الاهلی عربستان
پرسپولیس هم با الهلال عربستان همگروه شده‌اند.
متاسفانه هیچکدام نمی‌توانند از امتیاز میزبانی و حضور تعیین کننده تماشاگران استفاده کنند.
ضمناً طبق برآورد سایت تسنیم، در این وانفسای بی پولی، مجموع هزینه میزبانی ما در کشور عمان، شش برابر می‌شود.

—–
حالا متوجه شدید هزینه این حماقت باید از جیب بیت‌المال برود؟

شهاب دیدگاهی بنویسید

شعری از محمد نریمانی

چندی پیش محمدنریمانی دوست شاعر و هنرمندم یکی از آخرین آثارش را برایم فرستاد که آن را با شما به اشتراک می‌گذارم.

مفهوم است

که نه روزنامه اینجا کاره ایست

و نه تصویر و دلار و باندهای پیچیده به دور جنازه ی ما

فقط   

جای نیوتون خالیست

که آن هم

تف اش با جاذبه

به سمت پستـانهای جیغ مادر بزرگ

لیز میخورد

باستر کیتون 

با ترامپ

از دخترهای پل شهناز و بازار شهرداری میگذرند

و عسل

نازکنان

کبودی زیر چشم درخت نفت را

ماچ میکند

این  یعنی

مردن قبل از شعر

یعنی

سکس بدون مفاهمه

یعنی  نفس  صدف

و      عدول

زندگی

حامله 

رنجور

و خدا

بی کار

روی صندلی زرشکی اداره ی ثبت و احوال

من  

شرمنده ی شما

شما  

شرمنده ی من

راستی

گربه ی همسایه ی تازه رسیده ی ما

پفیوس

چطور

نگاهم میکند

(محمد نریمانی)

شهاب دیدگاهی بنویسید

گالد

فیلم گالدی که چند هفته‌ای‌ست تصویربرداری‌اش تمام شده در مرحله صداگذاری وتدوین می‌باشد.

این فیلم با همت این عزیزان به نتیجه رسیده رسیده است:

نویسنده و کارگردان:نسترن محسنی/ نور و تصویر: شهاب آب‌روشن/ صدابردار: علی کیکاووسی/ منشی صحنه: مریم دلفانی/ بازیگران: آهو قدس، بهروز عباسی،سیما پورسالاری، عدنان انصاری، مریم آقایی

 

 

 

شهاب دیدگاهی بنویسید

شعری از بیژن جلالی‌-۲

بوته‌ی نسترن
با صدها چشم خوش‌رنگ

مرا تماشا می‌کرد

گوییا می‌گفت

آیا مرا می‌بینی؟

آیا نام مرا می‌دانی؟

و من با شعری که در دلم جوانه می‌زد

به عشق او پاسخ می‌گفتم.

شهاب دیدگاهی بنویسید

یادداشت‌هایی از یک‌ متن

۱- ترسی برآمده از این باور که رشد تمدن بدون شک منجر به از دست رفتن تعادل میان انسان و جهان هستی می‌شود.

۲- دیکنز اولین کسی است که شهر را در رمان به شکل موجودی عظیم و گسترده ثبت می‌کند؛ موجودی که افسارش از دست خارج شده است.

۳-اگر بپذیریم که داستان‌های قرن نوزدهمی شکلی حلزونی دارند که به شهر نزدیک و سپس از آن دور می‌شود، می‌توان تضاد شدید آن‌ها با رمان‌های آینده را دید که در آن‌ها شهر به هزارتوئی غیرقابل فرار تبدیل می‌شود.

۴-تکثیر روابط غیر جدی و ثانوی در شهر برای رمان‌نویس امکانات جدیدی فراهم می‌آورد: درامی ناشی ازحضور جمع و کمدی‌ای برآمده از امور غیرشخصی یک شهروند.

۵-

۱) حضور شهری نعمتی شده برای شخصیت‌های فرعی که در غیر این صورت ممکن بود هرگز متولد نشوند.

۲)رشد شهر باعث شد برخی رمان‌نویسان به کثرت زاویه دید در روایت گرایش پیدا کنند.

پ.ن: بخش‌هایی از مقاله «شهر در ادبیات»نوشته ایروینگ هو چاپ شده در شماره‌ی آبانماه ۹۵ مجله همشهری داستان.

شهاب دیدگاهی بنویسید

شعری از بیژن جلالی

من هیچ‌گاه ندانسته‌ام
ای بانوی بلندبالا

که تو مرا تا کجاها می‌بری

و مرا در کدام راه

رها می‌کنی

و مرا کی بازمی‌خوانی.

ای بانوی زیبا

ای روز

ای آب‌های روشن.

شهاب ۲ دیدگاه

یک تماس از دست رفته

فیلم کوتاه یک تماس از دست رفته با پایان تصویربرداری  وارد مرحله تدوین و صداگذاری شد. این فیلم که در یک بازه زمانی دو ماهه و پانزده جلسه‌ای تصویربرداری شده بود، اینک مراحل صداگذاری‌اش را طی می‌کند.


بازیگران: الهام علیزاده، سیامک دلنواز، عدنان انصاری، سوگل دبیری، سیماپورسالاری، رخشنده پاسلار، مستعان صالحی‌زاده، محمد امین آب‌روشن.

نویسنده، کارگردان و تصویربردار: شهاب آب‌روشن

دستیارکارگردان: نسترن محسنی

صدابردار: احسان نفیسی

گریم: نسیم محسنی

موسیقی: امیرحسین حکمت

تدوین: شهاب آب‌روشن

لینک خبر این فیلم در خبرگزاری ایسنا را می‌توانید در اینجا بخوانید.

شهاب دیدگاهی بنویسید