من هیچ‌گاه ندانسته‌ام
ای بانوی بلندبالا

که تو مرا تا کجاها می‌بری

و مرا در کدام راه

رها می‌کنی

و مرا کی بازمی‌خوانی.

ای بانوی زیبا

ای روز

ای آب‌های روشن.

۲ نظر موضوع: نظم و نثر

۲ پاسخ به “شعری از بیژن جلالی”

  1. نسترن گفت:

    ای آب‌های روشن 🙂 ❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *