هیشه احساس می کنم که وقت کافی نیست . یا خودم آنقدر دست دست می کنم که وقت تمام می شود یا آنقدر زمان به ذات خود کوته است که اجازه ی هیچ حرکتی را نمی دهد و یا تعریف من از زمان اشتباه است . مثل تمام تعاریف دیگری که همیشه جور دیگر می پنداشتیم و یک جور دیگر از آب در می آمد و در ذات خود جور دیگری بود . حالا مهم نیست که زمان در ذات خود چه شکلیست و ما را چه به علم فیزیک و غیر فیزیک . مهم این است که غم از دست دادن زمان و کوله بار کارهای انجام نشده بار اضافه ای شده بر کوله بار غمهای ریز و درشت گذشته . اگر تمام وقت های اضافه محاسبه می شد باید چند سالی را فقط به کار های انجام نشده می پرداختم ...
نوشته
بازی وبلاگی نوروزی
با تشکر ازدوست خوبم وبلاگ گنجشکک که من رو به این بازی دعوت کرد .
قضیه کمی پیچیده شد. مدل دوم و سوم کمی سخته و اما می تونم مدل اول و چهارم رو جواب بدم و پنجم ...
مدل اول
جمله ای که شاید چندین بار گفته باشم اما احساس می کنم که گفتنش در اینجا مناسب باشه :
اگه مغز من رو باز کنند جهان رو لجن بر می داره . این جمله ایست که سال ۸۸ زیاد ازش استفاده کردم .
مدل چهارم :
جای خاصی برای تنهاییم نداشتم و فعلا هم ندارم اما معمولا تنها جائی که زیاد اوقاتم رو گذروندم در سال ۸۸ و احتمالا سال ۸۹ هم به همین صورت بگذره ؛ اتاقم بود جلوی کامپیوتر... سفر خاطر انگیز هم سفر کاشان بود که با بچه های کلاس رفتیم و مهمترین قسمت سفر هم تصادفمون بود که این عکس هم مربوط میشه به زمان تصادف .

مدل پنجم :
پیشنهاد خودمه و دوست دارم در مورد مهمترین اتفاقات اون سال بگم . دوستان دیگه هم می تونند از این مدل پنجم استفاده کنند. اگرچه خودم رو در یک منگنه انداختم ولی سعی می کنم درست جواب بدم . از این بابت می گم منگنه که جواب دادن به همچین سوالی خیلی سخته و تمام سال ۸۸ پر بود از اتفاقات مهم . از قبل از انتخابات بگیر که گوشی تلفن همراهم رو زدند . ده روز بعدش که انتخابات برگزار شد و هنوز برام سخته پذیرفتنش . ترم تابستونی که کابوس بزرگی بود و خاطرات ریز و درشت ترم آخر که همراه بود با فوت تنها عمه ام که هنوز تلخه . اسباب کشی به خونه ی جدید واقعی ( می گم واقعی که با اسباب کشی وبلاگم به سایت اشتباه گرفته نشه) . تازه وارد دبستان شده بودم که رفتیم اون خونه و تازه داشتم از دانشگاه فارغ التحصیل میشدم که باز برگشتیم سر خونه اول ... و بعدش فراموشی خود خواسته و نا خواسته ی بعضی از خاطرات دور و نزدیک ... زیادند لحظات مهم زندگی آدما که بعضی وقت ها بی تفاوت از کنارشون عبور می کنیم . یک اتفاق مهم می تونه یه خنده باشه یه نگاه تلخ نا خواسته که ممکنه مسیر زندگی آدم رو تغیر بده ...
من هم هفت نفر رو دعوت می کنم .
حنیر / یک عدد محسن / دیوونه خونه ی من / چارلی / اپی / رهبر / وقتی آسمان به زمین میچسبد
مدعوین عزیز نیز هفت نفر رو دعوت کنند . فراخوان این بازی هم از توی وبلاگ گنجشکک اشی مشی بخونید . خیلی طولانیه...
![]()
تبریک سال نو به تمامی زبان ها
| Afgani | Saale Nao Mubbarak |
| Afrikaans | Gelukkige nuwe jaar |
| Albanian | Gezuar Vitin e Ri |
| Armenian | Snorhavor Nor Tari |
| Arabic | Kul 'am wa antum bikhair |
| Assyrian | Sheta Brikhta |
| Azeri | Yeni Iliniz Mubarek! |
| Bengali | Shuvo Nabo Barsho |
| Breton [Celtic Brythonic language] | Bloavezh Mat |
| Bulgarian | ×åñòèòà Íîâà Ãîäèíà(pronounced "Chestita Nova Godina") |
| Cambodian | Soursdey Chhnam Tmei |
| Catalan | FELIÇ ANY NOU |
| Chinese | Xin Nian Kuai Le |
| Corsican Language | Pace e Salute |
| Croatian | Sretna Nova godina! |
| Cymraeg (Welsh) | Blwyddyn Newydd Dda |
| Czech | Šťastný Nový rok (or Stastny Novy rok) |
| Denish | Godt Nytår |
| Dhivehi | Ufaaveri Aa Aharakah Edhen |
| Dutch | GELUKKIG NIEUWJAAR! |
| Eskimo | Kiortame pivdluaritlo |
| Esperanto | Felican Novan Jaron |
| Estonians | Head uut aastat! |
| Ethiopian: | MELKAM ADDIS AMET YIHUNELIWO! |
| Finnish | Onnellista Uutta Vuotta |
| French | Bonne Annee |
| Gaelic | Bliadhna mhath ur |
| Galician [NorthWestern Spain] | Bo Nadal e Feliz Aninovo |
| German | Prosit Neujahr |
| Georgian | GILOTSAVT AKHAL TSELS! |
| Greek | Kenourios Chronos |
| Gujarati | Nutan Varshbhinandan |
| Hawaiian | Hauoli Makahiki Hou |
| Hebrew | L'Shannah Tovah |
| Hindi | Naye Varsha Ki Shubhkamanyen |
| Hong kong | (Cantonese) Sun Leen Fai Lok |
| Hungarian | Boldog Ooy Ayvet |
| Indonesian | Selamat Tahun Baru |
| Iranian
|
Sal -e- no mobarak |