توزیع مواد مخدر در بند ۳۵۰ زندان اوین

زندانیان بند ۳۵۰  اوین  چندیست که  شاهد رد و بدل شدن  مواد مخدر هستند . این امر که به طور مشکوکی به راحتی صورت می گیرد باعث اعتراض خانواده های این زندانیان شده است … بنا به نظرآنها در پشت این عمل سونیتی وجود دارد و این امر آیا برای پرونده سازی برعلیه آنها یا […]

کلام چهل و چهارم

گذشته ها شروع کننده خوبی بودم  ، اما خوب به پایان نمی رساندم . اما اکنون شروع هم نمی توانم بکنم … / لی

۳ ریال ها &#۸۲۳۰;

۱- پسر به پدر می گوید : ما فقط با هم دوستیم .. پدر با تعجب : دوستی دختر و پسر ؟ —————————- ۲ – پسر بچه رو به مادرش : نمیشه دالس دوست دخترم باشه مادر در حالی که می خندد : نه ، فکر نمی کنی کمی زوده ؟ شماره ی اول مربوط […]

بحث عامیانه

بعضی ها ، بعضی چیزها را طوری مطرح می کنند که اگر کسی نداند فکر می کند که واقعا شاید خبری شده ! نه اشتباه نکنید ، پرونده ی مفاسد اقتصادی را نمی گویم . منظورم اظهارات اخیر مسئوول یکی از وزارتخانه ها است که نمیخواهم بگویم اسمش تعاون است . ایشان اخیرا فرموده اند […]

تلخهای ادامه دار

جمله ی تلخی که نماینده مردم سیستان و بلوچستان گفته را بخوانید : آیا خون مردم مظلوم سیستان و بلوچستان از خون مردم بورکینافاسو کم‌رنگ‌تر است که رئیس‌ جمهور به خاطر اتفاقات این کشور به آنها تسلیت می‌گوید اما به مردم زاهدان نه ؟ ( متن کامل را اینجا بخوانید ) آیا واقعا باید این […]

کلام چهل و سوم

پرسید که نزدیک ترین راه کدام است ؟ گفتم : به کجا ؟ گفت : به خلوتگه دوست . گفتم : تو مگر فاصله ای می بینی ، بین دل و آنکس که دلت منزل اوست ؟ / یک SMS

انواع خر

لابد بارها شنیده اید که فلانی سوار خر مراد است . آیا تا به حال فکر کرده اید که فرق خر مراد با خر معمولی چیست ؟ البته خر خر است چه مال آقا مراد باشد یا مال هر کس دیگری اما موضوع اینجاست که خر مراد اصلا خر نیست . خر مراد یک چیزیست […]

بانو ، مرثیه ای برای یک مملکت رو به زوال

چند روز پیش پس از ۱۹ سال از ساخته شدن فیلم بانوی مهرجوئی آن را دیدم . فیلمی که احساس می کنم چقدر خوب تحلیل کرده بود جریانات ۱۳ سال پس از انقلاب ایران را و هنوز در شرایط کنونی می توان آن را اثری امروزی دانست . این فیلم همچون بسیاری از آثار مهرجوئی […]

دیالوگهای یک بعد از ظهر گرم

یک مرد مسن :  ( با شخصی پشت خط )  یک زن برای این خراب میشه که به اونائی که می خواد برسه. (  با عصبانیت و استرس این جمله ها را گفت ) پیرمرد رو به من : قبلا با تیغ ریش می زدن حالا با ریش تیغ می زنند . ( خندید و […]