آزادی های یواشکی زنان در ایران

فیس بوک قبل از پیج آزادی های یواشکی زنان در ایران، استارت اعتراض زنان را در مورد حجاب زده بود. آن هم نه یواشکی، بلکه بسیار عیان و بی پروا.
وقتی زنی در فیس بوک عکس های بی حجاب خودش را در مناسبت های مختلف به اشتراک می گذارد، نه تنها در خاموشی به مبارزه علیه حجاب اجباری برخواسته بلکه دارد نقاب از چهره ای که جامعه به اجبار هر روز وادار به پوشیدنش می کند بر می دارد. 
شهامت این نیست در مکان عمومی که گاهی هیچ رهگذری از آنجا عبور نمی کند روسری ات را برداری. شهامت همان زمانی بود که پیشتر، روسری ات را در یکی از پرجمعیت ترین کشورهای جهان، در مقابل هزاران کاربر فیس بوکی که هر روز از آنجا عبور می کنند برداشته بودی.

پ.ن :‌ پیشنهاد می شود این صفحه را در فیس بوک دنبال کنید، یک اعتراض ساده و بی ادعا. از اسمش هم پیداست، «یواشکی».

شهاب دیدگاهی بنویسید

فراموشکار

همیشه وقتی می روی
عطر تنت
پیش من جا مانده
روی بازو
و دست ها…

شهاب ۱ دیدگاه

برای تو که مو به مو می خوانی

۱- این متن را می نویسم تا یادآور شوم که سربازان گمنام امام زمان به غیر از رصد کردن وبلاگ ها، وبسایت ها و فیلتر کردنشان و سرک کشیدن در لحظات خصوصی مردم، کار دیگری هم دارند. اینکه هر روز از گوشه گوشه شهر خبرهای دهشتناکی به گوش می رسد نشان از دو چیز است. یا اینکه واقعا این اتفاقات در حال وقوع است و دست روی دست گذاشته و کسی کاری نمی کند یا تنها یک بار همچین اتفاقی افتاده و عده ای از پخش شده شایعه اش سود می برند. خواهشا تا بدتر نشدن اوضاع، که به لحاظ روانی تاثیر به شدت منفی بر روی شهروندان می گذارد اقدامات کارسازی انجام دهید.
۲- میرحسین موسوی در بیمارستان بستری است. هر اتفاقی برای او بی افتد، تنها انگشت اتهام به سمت افرادی است که از به حصر کردن او سود می بردند و می برند. و این اتفاق روی زشت برخی از سودجویان را سیاهتر خواهد کرد. به هر حال زمستان تمام می شود و روسیاهی اش برای ذغال می ماند.

شهاب دیدگاهی بنویسید

فراموشی لی

ابرویم وقتی بچه بودم شکست،
صورتم وقتی بچه بودم سالک زد،
پیشانی ام وقتی بچه بودم شکست،
دستم وقتی بچه بودم شکست،
بزرگ شدم و هیچ کدامشان یادم نرفت. اما مدتی است خیلی چیزها را زود فراموش می کنم.

شهاب ۲ دیدگاه