هیشه احساس می کنم که وقت کافی نیست . یا خودم آنقدر دست دست می کنم که وقت تمام می شود یا آنقدر زمان به ذات خود کوته است که اجازه ی هیچ حرکتی را نمی دهد و یا تعریف من از زمان اشتباه است . مثل تمام تعاریف دیگری که همیشه جور دیگر می پنداشتیم و یک جور دیگر از آب در می آمد و در ذات خود جور دیگری بود . حالا مهم نیست که زمان در ذات خود چه شکلیست و ما را چه به علم فیزیک و غیر فیزیک . مهم این است که غم از دست دادن زمان و کوله بار کارهای انجام نشده بار اضافه ای شده بر کوله بار غمهای ریز و درشت گذشته . اگر تمام وقت های اضافه محاسبه می شد باید چند سالی را فقط به کار های انجام نشده می پرداختم …
اینها بدون همدیگر خطرناکند :
۱- ثروت، بدون زحمت . ۲- لذت، بدون وجدان . ۳- دانش، بدون شخصیت . ۴- تجارت، بدون اخلاق . ۵- علم، بدون انسانیت . ۶- عبادت، بدون ایثار . ۷- سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوهاش داد.
اگر ساعت را کنار جسدم می گذاشتی بلند می شدم . به صدای زنگ عادت کرده بودم .
با تشکر ازدوست خوبم وبلاگ گنجشکک که من رو به این بازی دعوت کرد .
قضیه کمی پیچیده شد. مدل دوم و سوم کمی سخته و اما می تونم مدل اول و چهارم رو جواب بدم و پنجم …
مدل اول
جمله ای که شاید چندین بار گفته باشم اما احساس می کنم که گفتنش در اینجا مناسب باشه :
اگه مغز من رو باز کنند جهان رو لجن بر می داره . این جمله ایست که سال ۸۸ زیاد ازش استفاده کردم .
مدل چهارم :
جای خاصی برای تنهاییم نداشتم و فعلا هم ندارم اما معمولا تنها جائی که زیاد اوقاتم رو گذروندم در سال ۸۸ و احتمالا سال ۸۹ هم به همین صورت بگذره ؛ اتاقم بود جلوی کامپیوتر… سفر خاطر انگیز هم سفر کاشان بود که با بچه های کلاس رفتیم و مهمترین قسمت سفر هم تصادفمون بود که این عکس هم مربوط میشه به زمان تصادف .

مدل پنجم :
پیشنهاد خودمه و دوست دارم در مورد مهمترین اتفاقات اون سال بگم . دوستان دیگه هم می تونند از این مدل پنجم استفاده کنند. اگرچه خودم رو در یک منگنه انداختم ولی سعی می کنم درست جواب بدم . از این بابت می گم منگنه که جواب دادن به همچین سوالی خیلی سخته و تمام سال ۸۸ پر بود از اتفاقات مهم . از قبل از انتخابات بگیر که گوشی تلفن همراهم رو زدند . ده روز بعدش که انتخابات برگزار شد و هنوز برام سخته پذیرفتنش . ترم تابستونی که کابوس بزرگی بود و خاطرات ریز و درشت ترم آخر که همراه بود با فوت تنها عمه ام که هنوز تلخه . اسباب کشی به خونه ی جدید واقعی ( می گم واقعی که با اسباب کشی وبلاگم به سایت اشتباه گرفته نشه) . تازه وارد دبستان شده بودم که رفتیم اون خونه و تازه داشتم از دانشگاه فارغ التحصیل میشدم که باز برگشتیم سر خونه اول … و بعدش فراموشی خود خواسته و نا خواسته ی بعضی از خاطرات دور و نزدیک … زیادند لحظات مهم زندگی آدما که بعضی وقت ها بی تفاوت از کنارشون عبور می کنیم . یک اتفاق مهم می تونه یه خنده باشه یه نگاه تلخ نا خواسته که ممکنه مسیر زندگی آدم رو تغیر بده …
من هم هفت نفر رو دعوت می کنم .
حنیر / یک عدد محسن / دیوونه خونه ی من / چارلی / اپی / رهبر / وقتی آسمان به زمین میچسبد
مدعوین عزیز نیز هفت نفر رو دعوت کنند . فراخوان این بازی هم از توی وبلاگ گنجشکک اشی مشی بخونید . خیلی طولانیه…
![]()
سال (SAL) : مجموع ۳۶۵ روز (به سال شمسی) که بدتر از گذشته است . به ۱۲ ماه تقسیم می شود / دائره المعارف ستون پنجم (ابراهیم نبوی)
| Afgani | Saale Nao Mubbarak |
| Afrikaans | Gelukkige nuwe jaar |
| Albanian | Gezuar Vitin e Ri |
| Armenian | Snorhavor Nor Tari |
| Arabic | Kul ‘am wa antum bikhair |
| Assyrian | Sheta Brikhta |
| Azeri | Yeni Iliniz Mubarek! |
| Bengali | Shuvo Nabo Barsho |
| Breton [Celtic Brythonic language] | Bloavezh Mat |
| Bulgarian | ×åñòèòà Íîâà Ãîäèíà(pronounced “Chestita Nova Godina”) |
| Cambodian | Soursdey Chhnam Tmei |
| Catalan | FELIÇ ANY NOU |
| Chinese | Xin Nian Kuai Le |
| Corsican Language | Pace e Salute |
| Croatian | Sretna Nova godina! |
| Cymraeg (Welsh) | Blwyddyn Newydd Dda |
| Czech | Šťastný Nový rok (or Stastny Novy rok) |
| Denish | Godt Nytår |
| Dhivehi | Ufaaveri Aa Aharakah Edhen |
| Dutch | GELUKKIG NIEUWJAAR! |
| Eskimo | Kiortame pivdluaritlo |
| Esperanto | Felican Novan Jaron |
| Estonians | Head uut aastat! |
| Ethiopian: | MELKAM ADDIS AMET YIHUNELIWO! |
| Finnish | Onnellista Uutta Vuotta |
| French | Bonne Annee |
| Gaelic | Bliadhna mhath ur |
| Galician [NorthWestern Spain] | Bo Nadal e Feliz Aninovo |
| German | Prosit Neujahr |
| Georgian | GILOTSAVT AKHAL TSELS! |
| Greek | Kenourios Chronos |
| Gujarati | Nutan Varshbhinandan |
| Hawaiian | Hauoli Makahiki Hou |
| Hebrew | L’Shannah Tovah |
| Hindi | Naye Varsha Ki Shubhkamanyen |
| Hong kong | (Cantonese) Sun Leen Fai Lok |
| Hungarian | Boldog Ooy Ayvet |
| Indonesian | Selamat Tahun Baru |
| Iranian
|
Sal -e- no mobarak |

سال ۱۳۸۹ (سال صبر و استقامت ) رو به تمام دوستان مجازی و غیر مجازی تبریک می گم .
نه دستی روی اتاقم فرصت کردم بکشم هنوز و نه دلم و روحم رو خونه تکونی کردم . ولی فعلا دارم اسباب کشی می کنم .
البته اسباب کشی یعنی اینکه چیزی همراه خودم ببرم در حالی که چیزی از اینجا نمی شه برد و قسمتی از خاطراتم اینجا دست نخورده باقی می مونه.
شاید زندگی مجازی تازه ای رو بتونم اینجا شروع کنم . اگر چه هنوز کمی نازک کاری و سفت کاری داره . ولی خب به زودی …
پیشاپیش از دوست خوبم محسن مریدی به خاطر تمام اذیت هایی که کردم عذر خواهی و به خاطر تلاشش تشکر می کنم .