اگر ساعت را کنار جسدم می گذاشتی بلند می شدم . به صدای زنگ عادت کرده بودم  .

۶ نظر موضوع: کلام

۶ پاسخ به “کلام دوم”

  1. من گفت:

    یاد قصه ی اون پیرمرده افتادم که عادت کرده بود با صدای خرپف زنش بخوابه

    زنش مرد

    دیگه خوابش نبرد

  2. لی گفت:

    آره . رفت صدای ضبط شده ی زنش رو گذاشت بالای سرش تا خوابش ببره

  3. مینو گفت:

    اگه صدای ضبط شدشو نداشت چی کار باید می کرد؟

    …………………………….
    راستی..خونه ی نو مبارک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *