Warning: Undefined variable $class in /home/artudi/domains/leee.ir/public_html/wp-content/themes/leee-93/header.php on line 85
class="rtl home blog paged paged-132 wp-theme-leee-93">

| ۹ نظر

امید وارم ۸۸ ساله…

.

.

.

.

.

.

.

هیچی ولش کن

عیدتون مبارک.

| ۱۴ نظر

دنیا با مرگ من پایان می پذیرد

و پس از آن همه آدمها بیکار

و به من می خندند

تمام درخت ها بی استفاده و زمین که تمامش را یکجا ندیده ام

شاید تو را روزی در یکی از همین خیابان ها ببینم…

| ۱۵ نظر

امسال از اونجا که باید فیلمی با عنوان (( میلیونر زاغه نشین )) جایزه بهترین فیلم رو  در اسکار می گرفت و از آونجا که من به شخصه از برخی فیلمهای دیوید فینچر  هالیوودی لذت می برم بعد از دیدن فیلم  (( سرگذشت شگفت انگیز بنجامین باتن )) به نکته جالبی برخوردم و دوست داشتم  که گذاشتن این مطلب با جایزه گرفتن این فیلم همراه می بود و اگر چه این فیلم بر خلاف باقی آثار فینچر ساختار کلیشه ای تری دارد ولی به هر حال زیاده گویی نکنم…

سال گذشته داستانی نوشتم که نیمه کاره ماند و دیگر هیچ وقت ادامه اش را ننوشتم. با خواندن نیمه داستان در ادامه مطلب به نکته ای که می خواستم بگم پی می برید…


خلاصه داستان فیلم بنجامین باتن :

بنجامین در بدو تولد با ظاهری پیر به دنیا می آید. با گذشت زمان و بالا رفتن سن بنجامین او ظاهر جوان تری پیدا می کند تا اینکه در لحظه مرگ در آغوش همسر سابقش و در قنداق می میرد…

[ادامه مطلب …]

| ۱۵ نظر

این جای خالی برای تو تنها یک جواب دارد … 

او  

شما  

هردو 

هیچکدام 

 

 

و من آن هیچکدامم

| ۱۵ نظر

کمبود چه چیزی توی شهر بندرعباس احساس می شه؟ چی دوست دارید؟ 

(کمی جدی . خلاصه و مستقیم بگید لطفن)

| ۱۸ نظر

آخرین حرفی که مادرش گفت این بود که تمام فریاد ها و جیغ ها را به خاطر بسپارد 

ممکن است همان فریاد ها روزی به دادش برسد…

| ۱۰ نظر

وجود من شاهراه تمام عقده هاست 

       و تو از آن عبور می کنی 

                          به سرعت دیوانه وار  

و ندیدنت راه دیگریست 

           که بر پهنای تمام حسرتم افزوده می شود…

| ۱۵ نظر

وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی

من سکوت و آرامش را میدیدم

و اضطراب و بی قراری را تو

من روزهای بی خیالی

و روزهای تکراری را تو

من صداقت را

و خیانت را تو

ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم…

| ۱۰ نظر

نگاه ها و قصه ها رو ما می سازیم 

یه روز به قصه هامون نگاه می کنیم می بینیم چقدر به گذشته ها نگاه کردیم و واسشون قصه ساختیم…

و حالا موندیم با یه عالمه نگاه که پشت هر کدومشون هزار تا قصه است.

| ۹ نظر