بدون عنوان

وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی

من سکوت و آرامش را میدیدم

و اضطراب و بی قراری را تو

من روزهای بی خیالی

و روزهای تکراری را تو

من صداقت را

و خیانت را تو

ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم...

شهاب | دسته‌‌بندی: خانه قبلی23 دی 1387 | ۱۰ دیدگاه

  1. احسان ن
    اسفند ۹, ۱۳۸۹

    براوو

    "من سکوت و آرامش را میدیدم

    و اضطراب و بی قراری را تو "

  2. حنیر
    بهمن ۳, ۱۳۸۷

    زیبان.....

  3. بهشب
    دی ۲۶, ۱۳۸۷

    واسه اینکه بپیچی کرانچی لئوناردو داوینچی...........هه هه هه

  4. پیرمرد دیریا
    دی ۲۶, ۱۳۸۷

    سلام
    زیبا بود.

  5. امیر مینابیان
    دی ۲۵, ۱۳۸۷

    خوبی استاد                                 تمیز     و  مرتب  .
    چه خبر من امروز رفتم اوکی داد رئیس. اومدی یه وقت باید بگیریم بریم  پیش رئیس ! که پول فیلم را بگیریم بزنیم به کار تمیز و مرتب

    پاسخ:
    حتما...
    اومدم با هم می ریم

  6. بهشب
    دی ۲۴, ۱۳۸۷

    وبلاگت طرح آزمایشی رو پشت سر میگذاره؟

    پاسخ:
    نه... واسه چی؟

  7. ناشناس
    دی ۲۳, ۱۳۸۷

    سلام
    خبر موفقیتت در جشنواره را شنیدم
    بسی خوشحال شدم

    پاسخ:
    ؟

  8. روح اله بلوچی
    دی ۲۳, ۱۳۸۷

    سلام
    چطورایی شهاب.....
    چرا بقیه اش رو سانسور کردی

  9. رهبر
    دی ۲۳, ۱۳۸۷

    سلام بابت درج وبلاگم ممنون وبلاگتون درج کردم

  10. رهبر
    دی ۲۳, ۱۳۸۷

    سلام خوبی مطلب جالب بود دلم تکون خورد ....جمله زیبایت ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم.............خیره شده بودیم گذشت. اما حالا...........................