دیالوگ۲ (هشتم)

فکر و ذکرمان شد کسب آبرو، چه آبرویی، مملکت‌رو تعطیل کنید، دارالایتام دایر کنید درست‌تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید، قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می‌کند، نفوس حق‌النفس می‌دهند، باران رحمت از دولتی سرقبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. سر بریدن از ختنه سهل‌تر. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته، سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده، چشم‌ها خمار از تراخم است، چهره‌ها تکیده از تریاک.

حاجی‌واشنگتن- علی حاتمی

نویسنده : احسان ن

نویسنده مهمان | دسته‌‌بندی: هنر و ادب9 اسفند 1389 | ۱۳ دیدگاه

  1. احسان ن
    اسفند ۱۱, ۱۳۸۹

    موافقم. بیضایی حاتمی کیمیایی و فتحی-نادری دیالوگ‌نویس‌های خوبی هستن از نظر من.

  2. احسان ن
    اسفند ۱۱, ۱۳۸۹

    خیلی خوبه ک در این حس شریکم.

  3. نرگس
    اسفند ۱۱, ۱۳۸۹

    کلاً همه دیالوگ های علی حاتمی را دوست دارم. اما حق با شماست؛ چقدر این شرح حال، برایم آشناست.

  4. فسیل زنده
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    سلام
    حوس کردم یکباره دیگه این فیلمو ببینم.

  5. احسان ن
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    خدا نکند. ترکیدن دل درد ناکه

  6. احسان ن
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    موافقم. من تو قسمت دیالوگ، مونولوگ هم استفاده می‌کنم، منظور هر دوتاست.

  7. لی
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    سلام
    موافقم ....

  8. لی
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    سلام .
    متاسفانه امسال در جریان مراسم اسکار نبودم . یعنی فرصتی پیش نیومد که بخوام دنبال کنم . حتی بعضی از فیلمهاش رو هم ندیدم هنوز...
    ولی همیشه از سینما نوشتن لذت بخشه در فرصت مناسب حتما ...

  9. دسامبر سفید
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    لی جان
    کمی از اسکار بنویس

  10. دسامبر سفید
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    دلمان ترکید

  11. بهشب
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۹

    سلام بر احسان و شهاب و دیگر نویسندگان.
    شاید استفاده از کلمه منولوگ برای این پست بهتر باشد تا دیالوگ.
    اما به نظر من یکی از فوق العاده ترین منولوگ های تاریخ سینما و تاتر کشور همین باشد.

  12. احسان ن
    اسفند ۹, ۱۳۸۹

    ممنون. بله

  13. لی
    اسفند ۹, ۱۳۸۹

    عضت الله انتظای در حال تکه کردن گوشت است ...