کلام صد و سی ام
آسمان منتظر صبح نشسته بود و از اینهمه تاریکی میترسید،ماه نیز از تنهایی خسته بود،اما باز می تابید...
نویسنده : این روزا
آسمان منتظر صبح نشسته بود و از اینهمه تاریکی میترسید،ماه نیز از تنهایی خسته بود،اما باز می تابید...
نویسنده : این روزا
🙂
مرسی از لطفت
عالی بود رفیق