پس از سه دقیقه زمان خواندن: ۱ دقیقه ایستگاه خنده های ممتد چای سرد ، به استقبال عابرین پیاده ای که کیف هایشان پر از قلم هائیست که فردا رنگ می دهند ···
نرگس ۱۵ تیر ۱۳۹۰، ۱۱:۰۵ نه بابا! واقعا نفهمیدم.(شکلک خنگ) یه کم روشنفکرانه بود. ما هم که کلا تعطیل کردیم و توی تاریکی نشستیم :))) پاسخ
بابا این که خیلی سخت شد! زیر دیپلم بگویید ما هم بفهمیم ؛-)
دارید تلافی می کنید . 😀
حس چند روز پیشم بود خواستم به نظم درش بیارم
نه بابا! واقعا نفهمیدم.(شکلک خنگ)
یه کم روشنفکرانه بود. ما هم که کلا تعطیل کردیم و توی تاریکی نشستیم :)))
داستان داره این اثر .
بعدش هم روشنفکری در مرام نیست 🙂
“که کیف هایشان پر از قلم هائیست
که فردا رنگ می دهند”
ممنون لی عزیز
ممنون احسان جان که همیشه هستی