آرزوها به دلم بودو به جایی نرسید فرصت از دست شدو کار من از کار گذشت .... ای که از کوچه ی تنهایی ما میگذری گوش کن ناله ی من از سر دیوار گذشت نمیدونم منظورتون همین بود یا نه؟!
لی
مهر ۱۲, ۱۳۹۰
به قول پناهی به همین هم قانع ایم ...
بنيامين
مهر ۱۱, ۱۳۹۰
از وخامت گذشته ایم
شاید هم درگذشته ایم
یکی برای ما فاتحه معی صلوات...
نه . همون اولی درست تره ...
خواهش 🙂
ببخشید بد نوشتم
آرزوها به دلم بودو به جایی نرسید فرصت از دست شدو کار من از کار گذشت .... ای که از کوچه ی تنهایی ما میگذری گوش کن ناله ی من از سر دیوار گذشت نمیدونم منظورتون همین بود یا نه؟!
به قول پناهی به همین هم قانع ایم ...
از وخامت گذشته ایم
شاید هم درگذشته ایم
یکی برای ما فاتحه معی صلوات...
اون مصرع دومش هم می نوشتی ....
آقای استاندار به دیار شگفتی ها خوش آمدید
http://www.hormozgani-salam.blogsky.com
/۱۳۹۰/۰۷/۱۱/post-26/
ناله ی من از سر دیوار گذشت....!!!
فرصت از دست شد و کار من از کار گذشت ... 🙂
گاهی یادم می اید که هنوز دوستت دارم .
ای داد و بیداد؛ فکر کنم کار از دست شده! ؛-)
هنوز گاهی, گاهگاهی ب چشم های من خیره می شوی در خواب معصومانه نگاه. اشک هات همه چیز را لو می دهد. همین