آمدیم شهرمان حالمان خوب شود، بدتر شد.

۲ نظر موضوع: کلام

۲ پاسخ به “کلام صد و نود و سوم”

  1. من گفت:

    نگو شهاب
    من تو رو دیدم کلی حالم خوب شد.
    میدونی چقد دلم برات تنگ شده بود؟

    • لی گفت:

      ممنون صدی ، من خودمم خیلی از دوستانم رو بعد از مدت ها دیدم ، از جمله خود تو .
      اما این مسئله بر میگرده به یک سری سلسله اتفاقاتی که متاسفانه تو یک روز افتاد و همینجوری حس بدش ادامه داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *