می دونستی؟
می دونتسی معماری، خونشون تو کوچهی سینماست؟
می دونستی نقاشی، مامان بزرگ سینماست؟
می دونستی مجسمه، عاشق مامان بزرگ سینما بوده؟
می دونستی عکس، داداش ناتنی سینماست؟
می دونستی رقص، دختر همسایه سینماست؟
می دونستی فلسفه، هر شب به خواب سینما میاد؟
می دونستی تئاتر، اون یکی داداش ناتنی سینماست که رفته سربازی؟
می دونتسی موسیقی، عموی سینماست؟
می دونستی شعر، مامان بابای سینماست؟
می دونستی سینما، مدت هاست داره جدا از خانواده اش زندگی می کنه؟
سلام ، جالبه ، این برداشت هم میشه ازش داشت.
من خواستم بگم خانواده سینما همین ها هستند و با ابن تفاسیر در نهایت سینما قرار نیست با هیچ کدوم از اینها زندگی کنه ، اون خودش مستقله و دیگه وابسته به هیچ کدومشون نیست.
من دقیقا منظورت ازین متن رو متوجه نشدم و بر اساس برداشت خودم میگم : سینما رو اگر فرزند همه این عناوینی که گفتی بدونیم مثل بچه ای میمونه که توی یک خانواده بزرگ شده و هر جور اون اولیا و یا خانواده اش با کیفیت بهتری زندگی کنند اون فرزند هم با کیفیت بزرگ میشه ورشد میکنه ! .
دقیقا . یکی از راه های نجات بشر همین هنره...
با همه ی اینها ،هنر باز هم ستودنی ه 🙂
درست متوجه نشدم .
در ستایش هنر ،آن نوازنده دلهای نژند...
پرویز مرزبان
سلام ،
درسته ، موافقم با شما .
رفته سربازی رو خوب اومدی داداش
گمان کنم شناخت درام بزرگ ترین خلع سینمای هرمزگان باشه
آمین. 🙂
بنیانش مستحکم باد!!
درسته احسان جان، خانواده رو پودر بودن و مادر بودنه که می سازن نه عنوان مادر و پدر.
اما خب به هر حال همه باید روزی مستقل بشن. 🙂
!! تلخ بود. بی خونواده سخته لی عزیز, سخته! ولی یادمون باشه خونواده رو عناصرش می سازن ن عناوین!