قصههای یک دقیقهای
مجموعهای از داستانهای کوتاه خوب از نویسندهی مجار ایشتوان ارکنی. در بین این داستانها آثاری برای اقتباس در نمایشنامه و فیلم کوتاه نیز دیده میشود. خواندن این مجموعه به هر علاقمند به داستانی پیشنهاد میشود.
بیانیهاى دردبار خطاب به آهن پارهى
مجهولالمصرفى که از دوردستِ توفانهاى تاریخ،
در ته صندوقى انباشته از خرتوپرتهاى
گوناگون افتاده است، چون نه پدربزرگم، نه
پدرم، و نه من جرئت آن را که به زبالهدانش
بیفکنیم نداشتیم، و آنها که از پس ما خواهند آمد
نیز نخواهند داشت.
«عمرت به دنیاست پسر.»
1968