معمولا زمانی یک کاری رو انجام نمیدم که درمورد انجام دادنش با دیگران حرف بزنم / لی

| بدون نظر

در دورترین فاصله موجود تو برایم دست تکان می دادی ومن حرفایت را خوب گوش میدادم و گویی که قرار نیست تو حرفایم را بشنویی پس همچنان دور باش دور دور / امان / یک کامنت خوب در اینجا

| بدون نظر

برای اینکه سختی نکشی باید خیلی سختی بکشی ….. / بسی حالمان گرفته است

| بدون نظر

خانم آنجلینا جولی که به خاطر سیل های طبیعی رفته پاکستان ، به خاطر سیل های پی در پی حماقت آدم های کوته فکر سری به ایران نمی زنه ؟ / لی

| بدون نظر

در حوالی پسرفتم .  چند قدم که از تو عبور کنم ، می رسم به همان نقطه که با هم شروع کرده بودیم . / لی

| ۲ نظر

خدایا نمی دونستم همه چیز خوب و عالیه … ممنون / لی

| بدون نظر

خدایا این کوله باری که دادی اعمال خیر و شر رو بریزیم توش پر شده از غم و غصه ، چه کارشون کنم ؟ / لی

| بدون نظر

تو زندگی همیشه نیم ساعت برای بیشتر خوابیدن پیدا میشه . اما همیشه ممکنه یک روز خاص در طول یک سال بیشتر از یکبار برای یک نفر تکرار نشه / بیایم برای نیم ساعت بیشتر خوابیدن خودمون یک روز خاص یک نفر رو زهر نکنیم / لی

| بدون نظر

همیشه توی زندگیم طعمه ی خوبی برای دامهای کلامی و رفتاری دیگران بودم . ای تف به این روزگار / لی

| ۲ نظر

بعضی گذشته ها آنقدر نزدیک هستند که انگار هنوز نیامده اند و هر روز صبح به امید رسیدنشان از خواب بر می خیزیم . افسوس که دیری گذشته اند و دیگر نخواهند آمد . / لی

| بدون نظر