بخشی از یک فیلمنامه

گفتاری به روی تصاویری که شرحش در فیلمنامه اصلی آمده شنیده میشود . ( جــنــسـیت صدا فعلا مشخص نیست )

صدا : روزی که خداوند داشت همه چیز را بین همه تقسیم می کرد ، من دیر رسیدم ، خیلی دیر . آنقدر دیر که همه رفته بودند و چیزی باقی نمانده بود … من و خدا تنها ماندیم . تنهای تنها … پس همانجا بود که خداوند تمام تنهائی زمین را به من هدیه داد …

۱۵ thoughts on “بخشی از یک فیلمنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *