یک داستان کوتاه که پیشینه ی طولانی دارد به طوری که در مرز به واقعیت تبدیل شدن است زمان خواندن: ۱ دقیقه یه آدم غمگین رو شبونه بردن تو یه بزرگراه تازه آسفالت کرده . این هی غلط زد و هی خوابش نبرد … ···
عجیبه هم خودش هم توضیحش!
چی بگم والا …
شاهکار بود شاهکار
مقابله به مثل می کنی ؟
🙂