۱۵ فروردین ۱۴۰۴

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

یادآوری‌ها، فراموشی‌ها

پدر‌ چند بار خواسته بود اگر گذرم به الکتریکی خورد باطری کتابی بخرم، دائم فراموش کرده بودم. حالا هی یادم می‌آید اما چه فایده…؟ چه فایده…؟

ادامه مطلب »

ویدئوسازی در فضای مجازی

چندی‌ست که به این نتیجه رسیده‌ام که موافق ساخته شدن ویدئوهای اینستاگرامی و تیک‌تاکی توسط بلاگر‌‌های جوان هستم. البته این ویدئوسازی هم یک روی مثبت دارد و هم یک روی منفی. روی منفی‌اش در این است که چرخه‌ی تولید محتوای مبتذل و زرد دائم در حال تکرار است. اما روی دیگر و مثبتش در این است که  مرزبندی هنر سینما را به وضوح مشخص می‌کند. همان‌‌طور که با ظهور هوش مصنوعی و ساخت تصاویر توسط آن حالا ارزش یک کار هنری را بیشتر خواهیم فهمید و اثری که انسان خلق می‌‌کند جایگاه مهم‌تری پیدا می‌کند. کاری که ولاگرها با ساخت

ادامه مطلب »

اندرباب مداحی‌های حسینیه یزدی

آیا ج.ا با مداحی انتقادی حسینه یزدی مشکل داره؟ به نظر من خیر. و بلکه استقبال هم می‌کنه. چرا؟ اول اینکه سابقه نشون داده مداح اگر ترانه هایده هم بخونه باز مشکلی نیست. و دلیل اصلیش اینه که در مداحی به هر شکلیش، ظاهر قضیه داره حفظ می‌شه. یعنی فرم سر جاشه و محتوا هر چی بود فرقی نمی‌کنه. علاقمندی به ظاهر پدیده‌ها سالهاست که جاش رو به اولویت هر چیزی داده. ظاهر آدم‌ها باید به هر قیمتی که شده حفظ بشه. (حجاب). ظاهر شهرها و خیابان‌ها به هر قیمتی شده باید حفظ بشه (شلیک به سوی شعارنویس). ظاهر مراسم

ادامه مطلب »

وطن

برای یک عده وطن معنایی نداره، یک مشت مرز الکیه که یک سری فاشیست اون رو دور یک جغرافیا کشیدن، هر آن‌چیزی که مربوط به وطن باشه و ریشه تاریخی داشته باشه به هر طریقی محکوم به نابودیه، مزخرفه و به درد زباله‌دان تاریخ می‌خوره. البته این وسط مساله وطن برای جایی عین فلسطین باشه فرق میکنه. اون‌ها برای فلسطین خودشون رو جر هم می‌دن اما مثلا استقلال باقی کشورها آنچنان هم به تخ*‌مشون نیست.

ادامه مطلب »

نظام‌الدین زوالی

از نظام‌الدین زوالی آمده است که او روزی برای سرکشی به رعیت از دارالخلافه با چندی از یاران و با شمایلی مبدل بیرون آمد، صیف بود و گرما امان از او و همرهانش بریده بود، چند قدمی مانده به میدان اصلی شهر رنگ از رخسار نظام‌الدین پرید. او نسوان را آنگونه دید که تنها شاعران غزل‌سرا آورده‌اند: زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست نرگسش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان و…. او که برآشفته بود، یاران را گفت: ما غافل بودیم،‌ شیطان بر زمین آمده؟ زنی صدایش را شنید، جلو آمد و گفت: «خفه

ادامه مطلب »

از خاطرات بی‌ربط

مرحوم پوراحمد را تنها یک بار ملاقات کردم، داشتم از ولیعصر می‌آمدم پایین، ایشان وارد یک دفتر فروش بلیط هواپیما شدند. من سوار اتوبوس بودم.

ادامه مطلب »

قناعت

این قانع بودن که پدر ملت را در آورده ابتدا در گفت‌وگوهای دوستانه تنها مورد بحث بود. اینکه غالبا مردم جنوب از وضعی که دارند راضی‌اند. سالهاست که شهرهای جنوبی کشور با وجود صنایع و منابع و بندرگاه‌های مهم کماکان فقر را هر روزه زندگی می‌کنند و درآمدهای ماحصل از وجود این منابع ناپدید شده و تاثیرش در زندگی آنها دیده نمی‌شود. بی‌کاری،‌ بی‌فرهنگی، نداشتن چشم‌اندازی برای آینده و بی‌تفاوتی نسبت به وضع موجود همیشه در گوشه گوشه‌ی این خطه دیده شده. شاید اگر مردم کمی از این قناعت طبعی که دارند کوتاه بیایند، ممکن است نمودش در زندگی‌شان بیشتر

ادامه مطلب »

عیدی

میراث جا مونده‌ی هر سال به سال بعد، حجم سنگین شده‌ی غصه‌هاست.

ادامه مطلب »

تو هم که چیزت چیزیه

دم از آرما‌ن‌های چپگرایانه می‌زنی و بعد آروغ روشنفکریت را با فیلمایی میزنی که تمامشون رو سیستم سرمایه‌داری ساخته، اصلا سینما محصول سرمایه‌داریه. این تناقض پاره‌ت نمی‌کنه؟

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

درک زیبایی شناسی ما

درک زیباشناسی ما وابسته به منشا و خاستگاه ماست. ما هر آنچه که وابسته به طبیعت باشد (جایی که از آن شکل گرفته‌ایم) را زیبا

حباب

موقعیت‌های جدید می‌تونه آدم رو دچار وضعیت حباب کنه. توهم اینکه حالا در این فضای جدید همه چیز عوض شده و شکل دیگری به خودش

شاید چون بلد نیستی راه بری، تو زندگیت به هیچ جا نرسیدی؟

یک صحبت طولانی

امروز دهمین سال نبودن باباست، لطفا تسلیت نگویید. سال‌ها پیش از مامان شنیدم که فلانی‌ها برای ده سالگی فوت پدرشان رفته‌اند سر خاک. آن سال