پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

از مسکو تا شانگهای

حدیث باختهای پی در پی جناب احمدی نژاد حدیث عجیبی نیست .همه چیز از دیرباز از همان موقع که کوله بار روسیه را پر کردیم از هدایای گوناگون از همان موقع که دریای خزر پنجاه درصدیمان شد سیزده درصد از همان موقع که بازار مملکت پر شد از اجناس بنجل چینی و کک هیچ یک از سران هم نگزید معلوم بود. از همان موقع که یک یک کارخانه های ما خوابید و صنعت کشور دچار ورشکستی  و رکود و هویتمان چینی شد( شنیده ام گوسفند زنده از چین وارد میکنند) فاتحه اقتصاد کشور خوانده شده بود. و چه حالا که

ادامه مطلب »

امروز روز بیست و دو خرداد است ، من راز فصل ها را …

امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد  امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح  یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که  سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد … شاید اگر چند شب پیش با

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟