پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

یک روز از زندگی وزیر آموزش و پرورش

*** ساعت  ۷ : {زنگ تلفن} آقای وزیر انتخاب شما را تبریک می گویم. _ شما ؟ _ مدیر امور تجهیز و نوسازی مدارس . _ {عجب دلخوشی داره} متشکرم . ساعت ۷/۳۰ : معمولا صبح ها صبحانه نمی خورم چون در حال رژیم هستم . ساعت ۸ : در دفترم هستم و هیچ نامه و ارباب رجوعی ندارم . حتی تلفن هم زنگ نمی زند . ساعت  ۸/۳۰ : چون بیکار هستم و حوصله ام سر رفته به حیاط اداره می روم  و کمی دست و رویم را در حوض وسط باغچه می شویم . آخیش . چه خنک

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست