آیا بهتر نیست به جای پنالتی زدن به خودمان، و در نتیجه ضایع کردن خودمان، دست از لجاجت های بچه گانه که خودمان با خودمان داریم برداریم؟
که خوردش میکنی تو روح را انسان از سر راه نیاورده قرار نیست کار سختی بکنی فقط حواست به واژه هایی باشد که پخش می کنی مسئولیتشان را خودت بپذیر هنوز واژه هایی از تو هستند که پیونده خورده اند جمله شده اند و تو بچه هایشان را ندیدی که در ذهن من لگد می زنند لگد می زنند که این بچه ها شبیه هیچ کسی نیستند یک حس دورند انگار حسرت با حسرت همبستر شده باشد
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».