دیگر چه می ماند از مملکتی که معلوم نیست تا به حال با چند دروغ سنگ را روی سنگ نگه می داشته؟؟ جایی خواندم که دروغ ورزشگاه تبریز را به دروغ ۶۳ درصدی انتخابابت ۸۸ ربط داده بود. کثیف ترین اتفاقی که می افتد این است که برای کمی ثابت نگه داشتن شرایط به عده ای دروغ بگویی… حالا فرقی نمی کند ماحصلش رئیس جمهور شدن شخصی به نام ا.ن باشد یا قهرمانی یک تیم دیگر در جای دیگر ممکلت… کدام طرف در این مملکت سرت را می چرخانی و شرایط دردناک و کثیفی نمی بینی؟؟
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».