پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

داستان ادامه دار دروغ

دیگر چه می ماند از مملکتی که معلوم نیست تا به حال با چند دروغ سنگ را روی سنگ نگه می داشته؟؟ جایی خواندم که دروغ ورزشگاه تبریز را به دروغ ۶۳ درصدی انتخابابت ۸۸ ربط داده بود. کثیف ترین اتفاقی که می افتد این است که برای کمی ثابت نگه داشتن شرایط به عده ای دروغ بگویی… حالا فرقی نمی کند ماحصلش رئیس جمهور شدن شخصی به نام ا.ن باشد یا قهرمانی یک تیم دیگر در جای دیگر ممکلت… کدام طرف در این مملکت سرت را می چرخانی و شرایط دردناک و کثیفی نمی بینی؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

شنیدن

داری چه کار می‌کنی؟ صداش نمیاد؟ ساز می‌زنم برای این گوسفند؟ آدمی اطراف نبود. کار بیهوده می‌کنی، این حیوونه نمی‌فهمه. اما می‌شنوه. همین؟ شنیدن کافیه؟

هنربندان

هنرمند و سلبریتی جامعه کی می‌خواید کنار مردمش بایسته؟ وقتی همه مردم اصطلاحاً All in کردند، چه در داخل و چه در خارج. دانشجوها آینده‌شون

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.